تبليغاتX
آمار و روش تحقیق
مجالی برای علم
 

 بنام خدا

 در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد                            عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

جلوه ای کرد رخت دید ملک عشق نداشت               عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد

عقل می خواست کزان شعله چراغ افروزد                 برق غیرت بدرخشید و جهان بر هم زد

مدعی خواست که آید به تماشاگه راز                      دست غیب آمد و بر سینه نامحرم زد

دیگران قرعه قسمت همه بر عیش زدند                    دل غمدیده ما بود که هم بر غم زد

جان علوی هوس چاه زنخدان تو داشت                   دست در حلقه آن زلف خم اندر خم زد

حافظ آن روز طرب نامه عشق تو نوشت                  که قلم بر سر اسباب دل خرم زد

 

معنای ظاهری:

 1. در ازل(زمان بی زمانی) پرتو زیبایی تو دم از متجلی شدن زد. این تجلی بصورت عشق ظاهر شد و عالم را به آتش کشید. در ازل یک جلوه ای(یک شعاعی) از زیبایی تو جلوه پیدا کرد. جلوه آن پرتو باعث پیدا شدن عشق شد.

2.  رخ تو جلوه گر شد ولی دید که فرشتگان عشق ندارند. جلوه عشق تو، از این بیگانگی، مانند آتش بر آدم زده شد.

3. عقل می خواست که از آن شعله ایجاد شده ، چراغی برای خود روشن کند، اما برق بیگانگی درخشید و همه جهان را بهم ریخت.

4. عقل مدعی می خواست که به تماشای این راز بیاید، اما دست غیبی جلو آمد و بر سینه عقل مدعی و نامحرم زد.

5. موجودات دیگر دنبال عیش رفتند و با عیش خود قرعه قسمت را انتخاب کردند.اما دل غمدیده ما بود که با غم و اندوه شیرین همنشین شد.

6. عظمت تو جان همه را گرفتار خود کرد و این گرفتاری باعث شد که به آن موی بهم پیچیده گره بخورد و جان بدنبال چاه زنخدان بود ولی اسیر زلف پیچ در پیچ شد.

7. حافظ آن زمانی طرب نامه عشق تو را می نویسد که دل خرم را کنار می گذارد.

 

تضادها:

ملک     آدم

ازل       عالم

غم        عشق    

 جلوه رخ            ملک    

عقل                  غیرت

عیش                 غمدیده

تماشاگه راز       سینه نامحرم

عیش                 غم

چاه زنخدان       علوی

مدعی                دست غیب

دل خرم             طرب نامه

 

دو اردوگاه داریم:

1)      آدم: عشق، غمدیده، دل خرم، غیرت، شعله آتش

2)      ملک: عقل، مدعی، نامحرم، دیگران

 

آتش : نمادی از شور خدایی است

تضاد: عشق و عقل

نکته: بنیان فکری حافظ، تضاد عشق و عقل است

 

۱) ازل و حسن الهی: سلسله جنبان آفرینش

ازل، زمان بی زمانی است

حسن الهی ناظر به آن است که خداوند زیباست و زیبائیها را دوست دارد.

 

معانی عشق:

حب ذاتی الهی به خویش

حب او به معروفیت و اسماء

حب خداوند به اینکه در آئینه ممکنات خود را بنمایاند.

هستی عشقند آدمی و پری                  اردتی بنما تا سعادتی ببری

کسی که عاشق من شود، عاشقش می شوم و کسی که من عاشقش شدم.... کنت کنزا مخفیا (من گنجی پنهان نمودم).

 طفیل هستی عشقند آدمی و پری       ارادتی بنما تا سعادتی ببری

یعنی عشق کارساز آفرینش شد و عشق او به همه هستی جریان یافت. حسن با جلوه گری و عشق قرین است.

 

عشق:

عالم از شور و شرعشق جز هیچ نداشت                فتنه انگیز جهان غمزه جادوی تو بود

رهرو منزل عشقیم و ز سر حد عدم                        تا به اقلیم وجود این همه راه آمده ایم

سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد                ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود

 

حسن با جلوه گری و عشق همنشین است و در جاهایی دیگر نوعی رابطه جانشینی هم دارند.

 

تجلی(پیدا شدن) : ۱-تجلی ذاتی    ۲- تجلی بر دل عارفان   ۳-تجلی در دنیای دیگر(آخرت)

 

درخواست حضرت موسی: تجلی در ۱- ذات    ۲- صفات    ۳- افعال 

بیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند (پیدا شدن/ تجلی در دنیای دیگر (آخرت) )

 

 جلوه و تجلی "هم ریشه هستند"

 

جلوه :

به هر نظر بت ما جلوه می کند لیکن                 کس این کرشمه نبیند که من همی نگرم

هر دم از روی تو نقشی زندم راه خیال              با که گویم که در این پرده چه ها می بینم

شید از آن شدم که نگارم چو ماه نو                 ابرو نمود و جلوه گری کرد رو ببست

 

تجلی ذات:

بیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند                     باده از جام تجلی صفاتم دادند

بیا و هستی حافظ ز پیش او بردار                     که با وجود تو کس نشود زمن که منم

 

تجلی صفات:

گر رنج پیش آید و گر راحت ای حکیم                  نسبت مکن به غیر که اینها خدا کند

سوز دل، اشک روان، آه سحر، ناله شب            اینهمه از نظر لطف شما می بینم

 

در آغاز بی زمانی، خداوند که حسن بی پایان دارد، به اقتضای حب ذاتی و جمال جلوه خویش، به دنبال آئینه می گشت تجلی ذاتی یافت و عشق را پدید آورد. یعنی از وجود غیبی خارج شد و وجود عینی و خارجی پیدا کرد و همه هستی را در آتش عشق خود شعله ور ساخت. حسن زائیده عشق است. عشق حرکت دهنده  آفرینش است.

  طفیل هستی عشقند آدمی و پری

 

 ۲) غیرت: بیگانگی، رشک، حسد (مرد نسبت به زن خود و بالعکس)

 غیرت:

غیرتم کشت که محبوب جهانی لیکن               روز و شب عربده با خلق خدا نتوان کرد

ساقی به جام عدل بده باده تا گدا                   غیرت نیاورد که جهان پر بلا کند

هزار جان مقدس بسوخت زین غیرت               که هر صبا و مسا شمع مجلس دگری

 

حسن الهی چون جلوه گر شد، به فرشتگان نرسید چون که عنایت ازلی آنان را برای امانت عشق شایسته ندیده بود. از آتش غیرت که سوزناک است فرشتگان را ندیده گرفت، زبانه کشید و به خرمن آدم زد.

۳) عقل که رقیب و بلکه دشمن دیرین عشق است، می خواست که از این شعله کسب فیض کند، ولی برق غیرت که عقل را نامحرم می شمارد درخشان شد و جهان را پر آشوب کرد.

کرشمه تو شرابی به عاشقان پیمود                   که علم بی خبر افتاد و عقل بیحس شد

 

۴) مدعی همان عقل نامحرم است که به محروم بودنش از نور عشق اشاره شده است. تماشاگه راز یعنی شهود همراه با راز و معرفت، شهودی که اساس عشق عرفانی است. دست غیب هم همان غیرت الهی است.

۵)  غم شیرین است و همراه با امیدواری

غمست حاصلم از عشق و من بدین شادم          که هرچه هست غمم نیست از غمم غم هیچ

چون غمت را نتوان یافت مگر در دل شاد              ما به امید غمت خاطر شادی طلبیم

گر دیگران به عیش طرب خرمند و شاد                ما را غم نگار بود مایه سرور

روزگاریست که سودای بتان دین منست             غم این کار نشاط دل غمگین من است

لذت داغ غمت بر دل ما باد حرام                         اگر از جور غم عشق تو دادی طلبیم

 

دیگران عیش و نشاط را برگزیدند و من غم را انتخاب کردم. دل غمدیده ما دوباره همه چیز را بهم زد.غم پرستی از مشخصه های مهم نهضت رمانتیسم است (در اروپای قرون جدید). این غم غالبا غم شیرین است.

 

۶) جان می خواست از فراز به فروز افتد. در واقع از فرود به فراز افتد و در دامن عشق و جمال الهی آویخته شود.

در خم زلف تو آویخت دل از چاه ز نخ                       آه کز چاه برون آمد و در دام افتاد

 ۷)  حافظ روزی داستان طربناک عشق تو را نوشت که در آن روز از اسباب خرمی دل خود چشم پوشید.

ترجیح غم بر شادی

روز و شب خوابم نمی آید به چشم غم پرست   بس که در بیماری هجر تو گریانم چو شمع

 

دو اردوگاه:

آدم: عشق، غمدیده، دل خرم، غیرت، شعله آتش ===)  خود

ملک: عقل، مدعی، نامحرم، دیگران  ===)  دیگری

 

- تضاد خود و دیگری بین آدم و ملک با توجه به خصوصیات الهی در انسان، تجلی پرتو عشق در انسان

-  ملک نماد عقل و اردوگاه آنها که از عشق و آتش آن چیزی نمی فهمند.

 

بین این دو اردوگاه، جایگاه خدا و معشوق دست نیافتنی است.

شاه، معشوق و خدا تا 90% ویزگیهای مشترک دارند.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد مهدی یادگاری  | 

فصل 3

در لغت تحقیق را به معنای پيدا کردن، يافتن ياجستجوی حقيقت، حقیقت‌پژوهی و صحت بخشیدن به ادعا می‌دانند و در تعریف آن نیز گفته شده‌است:

تحقيق (به روش علمی) مجموعه مقررات و قواعدی است که چگونگی جستجو برای يافتن حقايق مربوط به يک موضوع را نشان مي‌دهد. به عبارت دیگر تحقيق عملی منظم است که در نتيجه آن پاسخ‌هائی برای سوالات مندرج در موضوع تحقيق بدست خواهدآمد.

وجود مشکل منجر به تحقیق برای رفع آن می شود و از سوی دیگر تحقیق صورت می‌گیرد تا مشکل بطور مشخص شناسایی و حل گردد. جان‌ديوئی می‌گوید:" اولين مرحله تحقيق احساس وجود يک مشکل است؛ به اين معنی که پژوهشگر در کار خويش با مانع يا مشکلی روبرو گرديده‌است که در حل آن ابهام يا ترديد دارد و نمی‌تواند در مقابل آن ساکت بماند."
مسأله يا مشكل پديده‌اي است غيرعادي ، كه در روند كار سيستم وجود دارد و چون اخلال و بي‌نظمي ايجاد مي‌كند سبب افت يا كاهش كمي و كيفي جريان كارها و بازده سيستم مي‌گردد بعبارت دیگر شكاف بين وضعيت موجود و آنچه بايد باشد مشکل نام دارد.
برای شروع کار، مشکل باید بصورت یک پرسش علمی و صحیح مطرح شود و تحقيق می‌تواند بسته به موضوع بنيادی يا کاربردی باشد.
در تحقیق معمولا یک یا چند فرضیه مطرح می‌شود. فرضیه حدسي است علمي كه محقق براي نتيجه تحقيق خود مي‌زند. فرضيه نشان مي‌دهد كه چرا يك يا چند عامل، عوامل ديگر را تحت تأثير قرار مي‌دهند. به عبارت ديگر فرضيه را راه حل پيشنهادی محقق برای مسئله تحقيق و يا نتيجه تحقيق دانسته‌اند.
توجه شود که محقق صرفا" قصد آزمايش فرضيه را دارد نه اثبات آن. در هنگام بيان فرضيه محقق به بررسی روابط بين متغيرها می‌پردازد. به طور متداول اين بيان به سه شکل صورت خواهد گرفت:
بررسی رابطه علت و معلولی بين دو يا چند متغير
بررسی همبستگی و شدت آن بين دو يا چند متغير
بررسی و مقايسه ميزان تفاوت تاثير دو يا چند متغير بر يک يا چند متغير دیگر.متغيرها ، عامل يا عواملي هستند كه مورد اندازه‌گيري يا سنجش قرار مي‌گيرند، متغیر قابل اندازه‌گيري بوده و مي تواند مقادير مختلفي بپذيرد.متغیرها به دو نوع وابسته و مستقل تعریف می‌شوند ضمن اینکه می‌توانند کمی یا کیفی باشند.
بطور کلی هر تحقیق ، بایستی دارای چهار خصوصیت عمده باشد: الف- اعتبار یا پایایی Reliability ب- روایی یا صحت Validity ج- سودمندی و کاربرد داشتن Utilityبطوری که یافته‌های تحقیق موجب ارزش افزوده گردد. د- رعایت انصاف و بی‌طرفی Fairness.
پایایی: مقیاسی است برای اندازه‌گیری درجه اعتماد و ثبات در سنجش موضوع مورد بحث.

روایی: به صرف اینکه تحقیق، پایایی وجود دارد، نمی‌توان مطمئن‌بود که دارای روایی نیز هست. یک آزمون در تحقیق هنگامی دارای روایی است که بتواند چیزی که قصد سنجیدنش را دارد، به‌درستی بسنجد. بنابراین روایی عبارت است از توانایی در سنجشِ درستِ چیزی که باید سنجیده‌شود.

*این مطلب را در جهت ابهام زدایی از شناخت و کاربرد روش تحقیق آوردم در پست بعد منابعی که دوستان می توانند بخوانند تا روش تحقیق را کامل دریابند آورده ام .

اولين مرحله تحقيق احساس وجود يک مشکل است؛ به اين معنی که پژوهشگر در کار خويش با مانع يا مشکلی روبرو گرديده است که در حل آن ابهام يا ترديد دارد و نمی تواند در مقابل آن ساکت بماند.

انتخاب موضوع گام اساسی در تحقیق به شمار می آید. محقق بايد بداند به دنبال دستيابي به چه مسئله اي و رسيدن به چه اهداف و مقاصدي است؟ چه مشكلي را مي خواهد حل كند؟ به رد يا اثبات چه نظري مي خواهد بپردازد؟ موضوع تحقيق بايد ملموس و محدود و مرزهاي آن كاملا شناخته شده باشد تا محقق بداند خود را در چه چارچوبي محصور كرده و اتلاف عمر براي ايشان پديد نيايد، تحقيق داراي منابع قابل دسترس باشد . ضرورت تحقيق روشن شود؛ زيرا موضوعاتي كه مي توان درباره آنها تحقيق نمود فراوان هستند اما فرصت كم، امكانات محدود و عقل سليم اجازه نمي دهد وقت خود را براي تحقيق در هر موضوعي مصرف كنيم.

منابع انتخاب موضوع تحقیق عبارتند از :

1-    علاقۀ شخصی :
موضوعات تحقیق اغلب به این خاطر انتخاب می شوند که محقق به بعضی از جنبه های رفتار انسان به سبب تجربۀ شخصی علاقه نشان می دهد

. 2- مسائل اجتماعی
  در انتخاب موضوعی برای تحقیق بررسی خبرهای روزانه ،منجی بسیار خوب به شمار می رود

 3- نظریه آزمایی
بسیاری از نظریه هـا مربوط به خـدمات انسـانی می باشند که  به طوردقـیق و کامل آزمـون نشده اند به طـوری که به طوردقیق  نمی توانیم اعتبار آنها را تعیین کنیم . به همین خاطرلازم است این نظریه ها دوباره مورد آزمون قرار گیرند . 

4- تحقیقات پیشین 
یکی از منابع پر بار ما در انتخاب موضوع تحقیق تحقیقات گذشته است ، برای اینکه یافته های مطرح شده تحقیقاتی محدودیت دارند . اگر جه به بعضی از سؤالها پاسخ داده می شوند ولی سؤالهای دیگر غالباً بدون پاسخ باقی می مانند به علاوه سؤالهای تازه ای ممکن است از یافته های پیشین ناشی شود .

5- ارزشیابی برنامه ها
برای مثال یک مؤسسۀ اجتماعی ممکن است به تحقیق دربارۀ سنجش نیازها تأکید کند برای اینکه اطلاعاتی در زمینۀ مراجعان به دست آورد تا به این مسأله پی ببرد که آیا خدمات به طور کار آمد به مراجعان ارائه می شود یا نه ، نیازمند تحقیق می باشد.

پس قبل از تعیین موضوع تحقیقتان به مسایل زیر توجه داشته باشید:

۱. هدف از انتخاب موضوع چیست؟

۲. منابع برای انتخاب موضوع کدامند؟

۳. شرایط لازم برای انتخاب موضوع چیست؟

0.     ویژگی های یک عنوان خوب کدامند؟

 

تحقيقات كمي و كيفي

تحقيقات كيفي ديد بهتري از مسئله ايجاد مي‌كند، درحالي كه تحقيقات كمي به دنبال كمي كردن داده‌ها و تجزيه و تحليل‌هاي آماري است. گاهي اوقات، تحقيقات كيفي به منظور توضيح يافته‌هاي پژوهش‌هاي كمي بكار مي‌رود. به كار بردن نتايج حاصل از تحقيقات كيفي به عنوان تحقيق قطعي و براي گسترش نتايج به كل جامعه مورد نظر، كاربردي غلط است. بهتر است كه اين دو نوع تحقيق به عنوان مكمل يكديگر به كار گرفته شوند و نه به منزله رقيب يكديگر. در جدول زير به مقايسه تحقيقات كمي و كيفي از حيث موارد مختلف پرداخته شده است.

 

مقايسه تحقيقات كمي و تحقيقات كيفي

  معيار مقايسه

تحقيقات كمي

تحقيقات كيفي

هدف

كمي كردن داده‌ها و توسعه نتايج حاصل از نمونه به كل جامعه مورد بررسي

به دست آوردن درك بيشتر در مورد دلايل و انگيزه‌ها

نمونه

بزرگ، نماينده جامعه است.

كوچك ، نماينده جامعه نيست.

جمع‌آوري داده‌ها

ساختار يافته

ساختار نيافته

تجزيه و تحليل داده‌ها

آماري

غير آماري

نتيجه

توسعه براي عمل

بهبود فهم اوليه از موضوع

 

مرور کلی بر فرآیند پژوهش کیفی
انجام طرح پژوهشی در پژوهشی کیفی و پژوهش کمی با استفاده از روش‌های فرضی ـ قیاسی متفاوت است.
تحقیق کمی با یک نظم خطی انجام می‌شود. پیش از هر کاری، دیدگاهی نظری اتخاذ می‌کنیم و از این دیدگاه نظری گزاره‌های قابل آزمایش را استنتاج می‌کنیم. تمام مراحل روش کمی از نوشتن فرضیه‌های پژوهش تا انتخاب متغیرها و از انتخاب یک نمونه برای مطالعه تا هدایت و اجرای آزمایش بر آن نمونه، باید کاملا روشن، دقیق و از پیش طراحی شده باشد. به ندرت پیش می‌آید که مراحل تحقیق در تحقیق کمی، از طرح اولیه منحرف شود. مهم‌تر از همه، اغلب پروژه‌های کمی منوط به کنترل زیادی است که محقق روی پروژه تحقیق دارد. اگر در پژوهش‌های کمی، محقق تسلط و کنترلی بر فاکتورها بخصوص در آزمایش رفتارها، ادراک، نگرش و دیدگاه‌های تحقیق نداشته باشد، پروژه تحقیقی به کاری عبث تبدیل خواهد شد و اعتبار و قابلیت اتکای پژوهش به زیر سوال می‌رود.
پژوهش کیفی در اصل استقرایی، در حال تکوین و تا اندازه‌ای بی‌قاعده است. غیر خطی است و کمتر می‌توان آن را با درکی دقیق کنترل کرد.
فرآیند پژوهش کیفی روندی چرخشی و دایره‌ای دارد. بسیاری از مراحل چندین بار تکرار می‌شود. پژوهشگر در برخی قسمت‌ها پژوهش را بارها تکرار می‌کند تا به نتیجه درست و منطقی برسد و تفسیری آگاهانه به دست آورد.
اما کسانی که به روش‌های کیفی روی می‌آورند باید چه ویژگی‌هایی داشته باشند؟ یک پژوهشگر کیفی باید باهوش، نوآور و دارای قدرت استدلال بالایی باشد. در واقع او جهت‌یاب و هدف‌یاب است. یک کارآگاه فرهنگی است. ظرافت‌های شخصیتی پژوهشگران کیفی نشان می‌دهد آنها نکته‌سنج، منتقد، مبتکر و خلاق بوده‌اند. پژوهشگر کیفی، از راهبردهای منعطفانه استفاده می‌کند، یعنی هر درک او منحصر به فرد و محتوای خاصی است. از هر تکنیکی به عنوان تکیه‌گاهی در واقعیت‌های اجتماعی ارتباطات استفاده می‌کند تا طرحش را پیش ببرد. پژوهشگران کیفی منظم هستند و به صورت هدفمند به موضوعات می‌نگرند.
اگرچه پژوهش کیفی با پرسش آغاز نمی‌شود اما ساخت و طرح پرسش، هسته اصلی اجرای پژوهش کیفی را تشکیل می‌دهد. در واقع پرسش پژوهش دغدغه ذهنیپژوهشگراست. درپژوهش کیفی پرسش ها به مثابه تدابیر هدایت‌کننده و ابزاری جهت‌یاب برای یافتن زمینه‌های اجتماعی در محلپژوهش است. پرسش های پژوهش کیفی به ندرت ممکن است تا پایان پژوهش ثابت باقی بمانند و در طول پژوهش ممکن است تغییر کنند و جرح و تعدیل شوند.

منابع برای یافتن موضوع پژوهشی
منابعی که برای اغلب ایده‌های پژوهشی استفاده می‌شود عبارتند از: نظریه‌ها و ادبیات پژوهش، مشکلات عمومی، تجربه‌ها و امکانات شخصی و تامین منابع مالی بر اساس اولویت ها.

1. نظریه‌ها و ادبیات پژوهش
اغلب پژوهش‌ها و مطالعاتی که از روش‌های کیفی استفاده میکنند هدف‌شان رسیدن به یک فهم نظری از ارتباطات است.پژوهش کیفی در استفاده از نظریه‌ها انعطاف‌پذیر است. یکی از دلایل این انعطاف‌پذیری به توانایی پژوهشگر در ساخت و استفاده از نظریه مرتبط است چون همانطور که قبلا گفتیم پژوهش کیفی به فهم و نگرش پژوهشگر بستگی دارد. استفاده از هر مفهوم یا نظریه برای شرح اطلاعات زمینه پژوهش نمونه‌ دیگری از یافته‌های انعطاف‌پذیر در پژوهش کیفی است.
مجلات علمی از دیگر منابع انتقادهای نظری و نظریه‌ها به حساب می‌آید. همایش‌ها و جلسه‌های علمی از بهترین مکان‌هایی است که می‌توان در آن به تبادل نگرش‌ها و دیدگاه‌های نظری پرداخت.

2. مسایل عمومی
مسائل و مشکلات جامعه می‌تواند منبع غنی‌ای برای ایده‌های پژوهشی باشد. روش‌های جامعه‌شناسی کیفی پژوهشگران مکتب شیکاگو در اوایل قرن بیستم بر طیف وسیعی از مشکلات شهری تمرکز داشت و مسائلی مانند بیمارستان‌های روانی، مسائل سیاهان طبقه پایین و طبقه کارگر را مطالعه می‌کردند. مسایل عمومی همچنین در سیاست‌گذاری‌ها و مجادله‌ها و گفتمان‌های درون آن، مناقشه‌های حقوقی، موضوعات حقوق بشر، جنبش‌های اجتماعی، سیاست‌ها و بحران‌های سازمانی و... بسیار وجود دارد. رسانه‌های جمعی هم می‌توانند مشکلات بیشماری که در جامعه قرار دارد را در اختیار پژوهشگران کیفی قرار دهد. البته توجه به رسانه‌های جمعی به عنوان منبعی برای معرفی مشکلات مثل شمشیر دو لبه است. از یک طرف می‌تواند مشکلات مهم را جلوی پژوهشگر بگذارد و از طرف دیگر می‌تواند با روش‌های غیرمشهود پژوهشگر را گمراه کند.

3. تجربه‌ها و امکانات شخصی
ما در زندگی‌مان در مورد موضوعات مختلف تجربه‌های زیادی داریم. اما مهم این است که تجربیاتمان را مسئله‌مند کنیم و آن را به صورت یک سوال مطرح کنیم. پژوهش کیفی اصولا با یک پرسش آغاز می‌شود. بهترین تمرین برای توسعه و گسترش درک‌ ما از محیط، جست‌وجوی تجربه‌های آشکار زندگی افراد است. مواجهه با فرهنگ‌ها و شیوه‌های مختلف زندگی راه‌های جدیدی برای انجام کارها به پژوهشگر نشان می‌دهد که باعث شسکته شدن رفتارها و نگرش‌های قالبی در ذهن پژوهشگر می‌شود و به او بینش و بصیرتی برای دیدن ابعاد دیگر زندگی می‌دهد.

4. تامین منابع مالی بر اساس اولویت ها
پژوهشگران برای انجام تحقیقات‌شان هم به منابع انسانی نیاز دارند و هم دانشکده‌ها و دانشگاه‌هایی برای قدرت مالی بالا برای براینکه هزینه‌ها و مخارج پژوهش را به عهده بگیرند. پژوهشگران باید بتوانند با توضیح ضرورت پژوهش، موسسات را برای گرفتن هزینه‌های مالی قانع کنند.

پرسش از خودمان
پژوهشگران ایده‌های بسیاری را در سر دارند که هنوز در ذهن آنهاست و مکتوب نشده است. گاهی اوقات ممکن است این ایده‌ها به طرح‌های پژوهشی تبدیل شود. اما در حقیقت اکثر آنها اینطور نیست، تعدادی از آنها مورد آزمایش قرار می‌گیرند و تبدیل به پروژه‌های موفق می‌شوند و بسیاری از آنها فراموش می‌شوند. ایده‌های پژوهشی با جست‌وجوهایی که پژوهشگر در زندگی اطرافش انجام می‌دهد، پی‌درپی به وجود می‌آید.

پرسش در باره عرصه پژوهش
همه فعالیت‌های ارتباطی می‌تواند سرآغاز یک مطالعه و پژوهش باشد. پژوهشگر باید بتواند در هر کجا روش‌هایش را پیاده کند، به گروه‌ها ملحق شود و با افراد آن رابطه برقرار کند، گویش‌های محلی را یاد بگیرد و قوانین قبیله‌، شهر و هر جامعه را بیاموزد. اولین سوالی که در هر پژوهش باید از خود پرسید درباره عرصه پژوهش است. در اینجا واژه‌هایی وجود دارند که در عین اینکه به هم مرتبط هستند معانی متفاوتی در پژوهش دارند این واژه‌ها عبارتند از: میدان پژوهش ، محل پژوهش ، و عرصه پژوهش.
میدان پژوهش به فصل مشترک کلی موضوع و زمینه‌ای که پژوهش در آن انجام می‌شود اشاره دارد. محل پژوهش به طور مشخص بر محل و مکان‌های مادی‌ای اشاره دارد که در آن پژوهشگر و بازیگر اجتماعی در کنار هم زندگی می‌کنند.
عرصه پژوهش بافتی است که کنش‌های بازیگران اجتماعی در آنجا روی می‌دهد و معنا پیدا می‌کند. و در واقع دامنه‌ای است که بازیگران اجتماعی برای کنش‌های اجتماعی خودشان تعریف کرده‌اند.
میدان پژوهش ، مکان‌های پژوهشی بسیاری را شامل می‌شود اما همه مکان‌های پژوهش برای مطالعه صحنه‌هایی که ساختار واقعیت یک گروه اجتماعی را شکل می‌دهند، ارزش برابری ندارد.
برای چارچوب یک عرصه پژوهشی، پژوهشگر باید از دو دیدگاه درونی وبیرونی به موضوع بنگرد. وقتی ما نگرش درونی داریم از میان معناهایی که اعضا به فعالیت‌ها و کنش‌های ارتباطی‌ خود نسبت می‌دهند، به موضوع نگاه می‌کنیم. هنگامی که از دریچه بیرونی به موضوع می‌نگریم عرصه های پژوهشی را از میان دسته‌بندی‌هایی می‌بینیم که دانش‌ها و نظریه‌های قبل آنها را دسته‌بندی کرده‌اند. با این روش است که پژوهشگر می‌تواند به جهان اجتماعی مانند ناظری هدفمند بنگرد نه یک شرکت‌کننده.


 

طرح پیشنهادی پژوهش
یک طرح پژوهشی از بخش‌های عنوان، چکیده یا خلاصه، منطق پژوهش، قلمروهای نظری و مفهومی پژوهش، فرضیات یا پرسش های پژوهش، روش‌شناسی ،دستورکار و تدارکات، تحلیل و برنامه زمان بندی شده تشکیل شده است.
مراقبت از آزمودنی ها در پژوهش کیفی
نوشتن یک طرح پژوهشی فرصتی را نیر برای تفکر درباره اخلاق پژوهش فراهم می‌کند. تصمیمات اخلاقی از نکات بسیار مهم برای افرادی است که به عنوان موضوعات و سوژه‌های انسانی مورد مطالعه قرار می‌گیرند. این موضوع زمانی مهم است که مردم باید در زمینه تحقیق آشکار باشند و به صورت واضح و روشنی مورد مطالعه قرار گیرند. زمانی که محقق می‌خواهد ابزار تحقیق را به سازمان‌های نظارتی ارائه دهد، رعایت اخلاق پژوهش بیشتر نمایان می‌شود. برای این امر افراد مورد مطالعه باید رضایت آگاهانه هم به شکل شفاهی و هم کتبی از پژوهش داشته باشند. توجه جمعیت‌های آسیب‌پذیر، حفاظت از داده‌ها، نحوه بازنمایی متنی سوژه‌ها از دیگر مواردی است که باید به آن توجه کافی شود

 

 

 

فصل 5

 

در این فصل تشریح مفاهیم و مهارتهایی می پردازیم که پژوهشگران کیفی می توانندبا استفاده از آن ها نقش خود را در طول پژوهش بیافرینند حفظ کنند ودر صورت نیاز تغییر دهند.از جمله نقش ها مشاهده کردن است ودر کار میدانی پژوهشگر بایدازتجربه های پیشین خود وآنچه به نظرش قطعیت دارد دست بشوید.آنها باید نسبت به موارد خلاف انتظاری که ممکن است در آنان احساس تحقیر شدگی وشکنندگی ایجاد  کند آزاد اندیشانه برخورد کند.

مشاهده مثل يك دور از چند دور دويدن در يك مسابقه دوي امدادي است.

بيگانگان از طريق ارتباط برقرار كردن پرسيدن  بيان برداشت ها و رابطه برقرار كردن مي آموزند.

اينموارد موضوع پ‍‍‍‍ژوهش ابزارهاي مطالعه و ابزارهاي بيان دانش را تشكيل مي دهند.

سه روش اصلي كار ميداني:مشاهده

                                 مشاهده مشاركتي

                                يادداشت نگاري

در فناوري نرم مشاهده نظام مند همه ابزارهاي حسي و مفهومي كه يك انسان پژوهشگر آنرا بكار مي برد را فناوري نرم شامل مي شود و مشاهده نظام مند :مشاهده و بازگويي موقعيت هاي اجتماعي در پيوند با بافتارهاي طبيعي شان به شيوه پيگيرانه روشمند وروشن است.

در مشاهده نظام مند مشاهده گران به موارد ذيل عمل ميكنند:

مداومت

وضوح

روشمندي

مشاهده كردن

بازگويي

موقعيت هاي اجتماعي

ارتباط با بافتارهاي طبيعي رخدادها

.

مشاهده با نگاه که اغلب سطحی بدون تمرکز و عاری از اندیشه است  متفاوت است در طول روز بسياري از موارد را مينگريم ولي در مشاهده همچون دوربين بايد موارد را ضبط كرد و حتي گاهي از حسهاي ديگر نيز نبايد كمك گرفت.باید بفهمیم چه چیز لازمه مشاهده بخردانه است

 مشاهده مشاركتي:  بودن درحضور ديگران به صورتي مداوم وداشتن جايگاه كسي كه بخشي از زندگي آن هاست.مشاهده بايد عاري از داوري باشد.پژوهشگر در عرصه جاری به ایفای نقش خود می پردازدبطوریکه برای کنشگران اجتماعی قابل فهم باشد.آنان به هر آنچه رخ می دهد توجه می کنند و با تجربیات خو دسعی بر این دارند تصویری از آنچه انگیزه کنشگران از اجرای کنش هاست پیدا کند.در این میان گفتگو نقش اساسی دارد و روشی جهت تعامل با کنشگران است..

 

وقتی پژوهشگر در عرصه قرار دارد مشاهده و مشارکت با هم صورت میپذیردوتجربیاتی را برای وی بهمراه دارد .آنان برای پیشرفت باید ویژگی ها ومهارت هاهی خاصی را داشته باشند:

تحمل در حاشیه بودن

تنوع ضروری :پژوهشگران باید منابع متنوع و توانایی های بسیاری داشته باشند تا بتوانند با پیچیدگی های میدان پژوهش درگیر و در این کار موفق شوند..هر اندازه فرد بتواند بیشتر بر عقاید متعارض و رقیب احاطه داشته باشد بیشتر می تواند از معمای کنش اجتماعی سر در بیاوردو توانایی داشتن دو یاچند ایده متناقض در آن واحد است.

تجسم وعینیت بخشیدن:پژوهشگر با ید بمانند دوربین عمل نماید البته که باید از دیگر حسها نیز استفاده نماید اما این مسئله حائز اهمیت است که پژوهشگران خود محصول نهادهایی فرهنگی هستند که کارشان در طول تاریخ انتظام بخشیدن به تجربه تجسم و تجسد است.این فشارها و ژست های بهداشتی مارا وا  میدارند طیفی از چیزهای کثیف پر سر و صدا و بدبورا نادیده بگیریمیا مهر غیر اخلاقی به آنها بزنیم که نشانه هایی هستند که اغلب نژاد پرستی جنسیت گرایی و تعصبات طبقاتی را متجسم می کنند.حتی باید دیدن بدون صدا و صدا بدون دیدن را تمرین کنند.در نهایت پژوهشگر باید دریچه حواس را به تمام بو طعم خلق و خوی ملموسات و بافت های فرهنگی مورد مطالعه باز کند.تفاوت معنا دار تجسم و عینیت بخشیدن دقیقا همان چیزی است که پژوهشگران در ارزیابی عرصه باید به آن توجه کنند

تصمیم گیری آنی:نه تنهاپژوهشگر باید پیرامون خود را خوب ببیند بلکه بایدچیزها را بصورت شواهدالگوهای خاص و مثال ها ببیند.آ رخدادهای مرتبط و غیر مرتبط به یک اندازه زود گذرند و باید بدرستی از هم تمییز داد.

اخلاقی بودن:پژوهشگران بمانند پزشکان و درمانگران باید سعی کنند که آسیبی به کسی نرسانند.جلب رضایت آگاهانه مشارکت کنندگان- همدلی -افشای شرافتمندانه رخدادها- گزارش دقیق و مشاهده بدون مزاحمت جزء وظایف اخلاقی پژوهشگر است واین مساله اسطوره ایاست بنابراین پژوهشگر ان میدانی می توانند بسادگی با روی باز برخورد گرم و غیر منتظرانه از برخی معضلات بپر هیزند یا از شدت آن بکاهند.آدمهای خوب داده های بهتری به دست می آورند.

اهمیت تفاوت ها:تاثیر هویتهای فرهنگی پژوهشگران بر کار میدانی به موضوع پژوهش تبدیل شده است.هویت های پژوهشگر می تواند مبنای ایجاد ارتباط او و کسانی که خصوصیاتی شبیه او دارند بشود.تفاوت درون گروهها نیز وجود دارد.

سازگار شدن با نقش ها:نقش ها دارای خصلت عام و خاص (وابسته به موقعیت)هستند .

خصلت عام طیفی از کنش ها الزام ها و حقوق اجتماعی با دیگران است.خصلت  خاص شامل سازگاری خویش با مردمانی ویژه در موقعیت هایی ویژه استمشاهده گر مشارکت مننده اغلب نقشی را کهاز پیش در محیط می پذیرنند یا آنرا متناسب با هدفشان تغییر می دهند.

دو راه و روش عام برای اندیشیدن درباره نقش های پژوهش:

نقش هاي مبتني بر ميزان مشاركت

نقش های مبتنی بر کارکرد اجتماعی

نقش هاي مبتني بر ميزان مشاركت

منفعل:ناشناس و بدون مزاحمت وارد عرصه ميشوند

مشاهده گران مشاركت كننده فعال:حتي الامكان با مشاركت كنندگان صميمي و خودماني مشوند.

گلد جايگاه و فعاليت هاي پژوهشگر و مشاركت كننده را در چهار نقش اصلي مطرح ميكند:

مشاركت كننده كامل-مشاركت كننده مشاهده گر-مشاهده گرمشاركت كننده – مشاهده گر كامل.

مشارکت کننده کامل:بن مایه آن تظاهر و وبه شکلی مناقشه آمیز- فریبکاری است.کسی او را نمی شناسد بلکه بطور نا غافل کسیمی تواند متوجه موضوع شود.از خودی که در نقش دیگری است برای فهم رفتار ها در محیط طبیعی استفاده میکند.نقش های پنهان:۱) ازادی عمل پژوهشگران و توانایی انان را در برقراری روابط خاص با دیگر اعضا می گیرد و همچنین مصاحبه یا مقابله نظرهای اعضا برای آزمون فرضیه های پژوهش را از پژوهشگر می گیرد.

۲)همواره پژوهشگر نگران از کنار رفتن نقاب خود است۳)در مقام تحلیل نمی توانند فاصله خود با موضوع را حفظ کنند.۴)نوعا سوء استفاده از اعتماد مردم نسبت به انگیزه های همدیگر در زندگی روز مره تلقی میشودواین نشانه ای از عدول از موازین حفظ حقوق آزمودنی هاست.

مشاركت كننده مشاهده گر:در این نقش پژوهشگران با اعلام آشکار هدف خود وارد محیط پژوهش می شوندو می توانند عرصه را از یک یا چند نظر مطالعه کنند.

مشاهده گرمشاركت كننده :در ایفای این نقش محور اصلی مشاهده است و مشارکت از آن سرچشمه می گیرد.مشاهده برنامه اصلی برای گرد اوری داده هاست.

 مشاهده گر كامل:تنها با تماشا كردن مي تواند خيلي چيزها را مشاهده كند بدون آنكه ديگران متوجه حضور ايشان بعنوان پژوهشگر شود.

يادداشت ها

 بعد از مرحله مشاهده و مشخص شدن اينكه كنشگران كيستند وتعامل هاي نخستين چگونه روي مي دهند و چه رويدادهايي مهم هستندبه مرحله نگارش يادداشت هاي ميداني مي رسيم.پژوهشگران در ميدان پژوهش پس از ترك ان مطالبي يادداشت مي كنند كه اصطلاحا پيش نويس –يادداشت هاي مشاهده – تحليل هاي فشرده ناميده مي شوند.اهميت يادداشت هاي ميداني در پژوهش هاي مبتني بر مشاهده مشاركتي لازم است.

يادداشت هاي روزانه ودفترهاي خاطرات

يادداشتهاي روزانه كه ترتيب تاريخي مرحله به بعد آنان مي توانند به جاي تمركز بر چه چگونه بر چراها متمركز شوند.

در آخر متذكر ميشوم مشاهدات و يادداشت ها به آن معنا نيستند كه خودسرانه صورت گيرند بلكه فعاليت هايي منضبط اند كه بر پايه ظرفيت هاي خاص انسان يعني توجه كردن به فكر فرو رفتن از خود سوال كردن وفهميدن بنا شده اند و انجام درست و نظام مند اين فعاليت ها داده هايي را فراهم مي آورد كه به تحقيق هدف پژوهش كيفي يعني فهم عميق تركنشگران از معناي كنش اجتماعي مي انجامد.

 

 

خلاصه فصل ششم

 

در این فصل به تعریف و شناخت  انواع شیوه های مصاحبه کیفی که اصطلاحا "گفتگوی هدفمند نامیده می شود می پردازیم و اینکه سئوال کردن و گوش کردن به دیگران با چه شیوه ها و کارکردهایی در مصاحبه کیفی صورت می گیرد.شیوه های مصاحبه کیفی عبارتند از:۱-مصاحبه های مردمنگارانه ۲- مصاحبه با افراد مطلع ۳ مصاحبه با پاسخگویان ۴-مصاحبه روایی ۵- مصاحبه متمرکز گروهی.اهداف مصاحبه کیفی را مرور می کنیم و درباره مهارت های مصاحبه موارد مهم را بررسی می کنیم.

مصاحبه کیفی که اصطلاحا "گفتگوی هدفمند نامیده می شود در بهترین شکل عبارتست از رویدادی که در آن یک شخص (مصاحبه گر) دیگران را تشویق می کندتا آزادانه علایق و تجریات خود را واگو کند .ویژگی و قابلیت مهم مصاحبه این است که  گستره موضوع های مصاحبه نامحدود از شخصی ترین مسائل تا عمومی ترین مباحث حتی  سیاسی ، رسمی یا غیر رسمی ،  رویداد اجتماعی و هدفمند یا شخصی و ناگهانی و خود جوش در حین مطالعات میدانی انجام شود   را می تواند شامل شود . در مصاحبه های کیفی حتی اگر هدف ها و ساختار مصاحبه کاملا تحت کنترل پژوهشگر باشد باز هم مصاحبه شونده می تواند بسیار بر مصاحبه تاثیر گذار باشد. از اهداف مصاحبه کیفی اول اینکه بهترین قلمرو برای فهم تجربه و دیدگاه از طریق داستان ها(در قالب و زبان خود مصاحبه شونده)و روایت ها (با بهانه ها و توجیهات برای رفتارهای اجتماعی شان)و تبیین ها (تفسیرهایی که مصاحبه شونده از رفتارشان ارائه می دهد)است.هدف دیگر برای مصاحبه این است که شیوه های زبانی را که کنشگران اجتماعی در موقعیت های طبیعی بکار می برند ، کشف و استنباط می کنند.استفاده دیگر آن در گردآوری اطلاعات درباره چیزها و فرایند هایی که به شیوه های دیگر نمی توان به درستی آن ها را مشاهده کرد و گرد آوری اطلاعات مفید و کارا و پژوهش درباره گذشته و حتی بازبینی ، ارزشیابی ، یا تفسیر اطلاعات به دست آمده از منابع دیگر  به کار می رود.

انواع مصاحبه ها:

 مصاحبه مردمنگارانه-در شرایطی رخ می دهد که پژوهشگر در میدان پژوهش حضور دارد. خودجوش ترین و غیر رسمی ترین نوع مصاحبه است  و در حین تبادل نظر آزاد اظهار نظر ها یا سکون و وقفه ای در رفتار و عمل بوجود آید می تواند نشانه آن باشد که لحظه مناسب پرسیدن پرسش پژوهش فرا رسیده است.

مصاحبه با افراد مطلع-مصاحبه با افراد مطلع یا منابع اطلاعاتی زنده که می توانند پژوهشگر را از ویژگی ها و فرایند های اصلی عرصه آگاه کنند.توفیق طرح های پژوهشی مردمنگارانه اغلب در گرو استفاده موثر از این افراد مطلع است.معمولا یک پژوهشگر دوست داشتنی ، قابل اعتماد و مشتاق یادگیری می تواند افراد مطلع همراه و علاقمندی پیدا کند.

مصاحبه با پاسخگویان- در این نوع مصاحبه از پاسخگویان خواسته می شود نظر خود را درباره یک موضوع یا واقعیت ابراز کنند، یا توضیح بدهند اندیشه و احساساتشان درباره دنیای اجتماعی شان چیست و از طریق پاسخ های باز بدست می آید.در انتخاب پاسخگویان ،تجربه مناسب در عرصه نکته مهمی است.

مصاحبه روایی – در این نوع مصاحبه هم به داستان ها ، قصه ها، شایعات ، حکایات و تمثیلات توجه دارند.در حالی که وجه تمایز آن سرشت دوگانه آن است .یعنی ذاتا متضمن رویکردی تجربه گرایانه و پارادایمی هستی شناسانه است.در مصاحبه روایی پژوهشگران بر خلاف دیگر مصاحبه ها که داستان ها را تکه پاره می کنند و هر تکه را بنا به مقاصد تحلیلی خود کنار هم می چینند،کل داستان را ضبط و تحلیل می کنند.در مطالعات ارتباطاتی از دو گونه مصاحبه روایی استفاده می شود:روایت فردی و روایت سازمانی.

مصاحبه متمرکز گروهی – یکی از رایج ترین مصاحبه های گروهی (مانند مصاحبه های گروهی دلفی،مصاحبه های ذهن انگیز و مصاحبه های غیر رسمی میدان پژوهش)، مصاحبه متمرکز گروهی است.این روش مستقلا به منزله روشی کامل برای گردآوری اطلاعات به کار می رود و مهمترین دلیل برای مصاحبه گروهی با مردم، استفاده از عامل تاثیر گروه است.دستور کار اولیه مصاحبه های گوهی این است که حداکثر افراد مشارکت کننده در گروه بین 6 تا 12 نفرند.مشارکت تعداد کمتر از 6نفر ممکن است به بروز عقاید مشابه ویکنواخت ، تفسیر های کم فایده و خستگی سریع بیانجامدو کارکردن با افرادی بیش از 12 نیز باعث می شود موضوع های قابل بحث گکاهش می یابدو موضوع پژوهش چنانچه باید پوشش داده نشود.معمولا در محل برگزاری نشست هاو همایش ها یا مکان های عادی و دور از تاثیر خاص برگزار می شود.می تواند نمونه هایی از متن ها ارائه شود تا توجه مصاحبه شوندگان به موضوع اصلی جلب و به بحث تشویق شوند.در این نوع مصاحبه ، مصاحبه گردان نقشی اساسی در توفیق مصاحبه های گروهی دارد.یکی از عوامل مهمی که مصاحبه را سر و سامان می دهد، تعداد پرسشهایی است که مصاحبه گردان می پرسد. معمولا برنامه ریزی برای طرح سوال های بیشتر در مدت زمان معین به معنای آن است که بحث ساختاری مستحکم تری دارد.

در مجموع مصاحبه فعالیتی چند وجهی است و مهارت های متنوعی را می طلبد.گرچه پزوهشگر –مخصوصا با طرح پرسش های پژوهش –برنامه کار پژوهش را هدایت می کند .اما این به معنای نادیده گرفتن عاملیت مصاحبه شونده نیست.زمان و مکان انجام مصاحبه در پزوهش بسیار مهم است. پزوهشگر باید زمانهای محفوظ و مطمئنی مثل زمانی که کمترین فشار به مشارکت کننده وارد شود را برای انجام مصاحبه در نظر بگیرد و در مورد مکان هم به همین شکل لحاظ شود.چند نکته مهم دیگر ، یکی اینکه ضبط مصاحبه ها با رضایت مصاحبه شونده انجام گیرد و مصاحبه کننده با د تلاش مند تا مصاحبه شونده بعد از مدتی احساس راحتی کنند و حسن تفاهم بین آنها ایجاد شود.دیگر اینکه مصاحبه گر خودش را ابتدا معرفی کند تا جلسه آزاد و خودمانی بنظر برسد و سپس از مشارکت کنندگان بخواهد که خود را معرفی کنند.پس از آغاز مصاحبه گوش دادن فعالانه و توجه کردن مهمترین رفتار در برقراری ارتباط با مصاحبه شونده است.

 

خلاصه فصل 7

تحلیل و تفسیر کیفی

ابتدا یک مروری بر فصل های گذشته داریم : یکسری داده های متنی و شنیداری را جمع آوری کردیم.

حالا این داده ها به چه معنا هستند؟ درک من از آنها چیست ؟

کل فصل 7 در مورد چگونگی تحلیل و تفسیر این داده هاست ! هنگام برخورد با این داده ها با چالشهایی روبرو می شویم :

1- پرداختن به انبوه داده هاست

2- یافته های هرمطالعه کیفی را می توان با شیوه های متفاوت تفسیر کرد ( * پژوهشگر باید تصمیم بگیرد به بهترین و هوشمندانه ترین وجه به داده هایش بنگرد)

3-تاقبل از تحلیل داده ها حتی نمی توان از مساله پژوهش آگاهی یافت.

4-تفسیر نه تنهاباید از لحاظ سازه های معنایی عرصه مورد مطالعه درست باشد،بلکه بایدبایک یا چند حوزه علم ارتباطات هم رابطه تعاملی داشته باشد.

5- پیداکردن مهارت برای تحلیل کیفی

در ابتدای فصل 7 چگونه یافته های کیفی را معنا ببخشیم ؟ از طریق 2 تا چارچوب :

1- تحلیل : فرایند نظم بخشی به امور از طریق نامگذاری و تجزیه داده های خام و چیدن آن در قالب الگوها و مضامین و ...

2- تفسیر : فرایند معنا بخشی است .

در پایان با معرفی شیوه های ارزشیابی تفسیر فصل را به پایان می بریم.

پژوهشگر در مرحله تحلیل امیدوار است در 3 مورد پیشرفت کند :

1- مدیریت داده ها --> هدف : اعمال نظارت بر داده ها

2- کاستن ازحجم داده ها : --> اولویت بندی و تعیین ارزشها

3- پرورندان نظریه ها و مفاهیم

حال به بررسی هریک از موارد می پردازیم :

1- مدیریت داده ها : مقوله بندی ، مرتب کردن و بازیابی داده هاو سروسامان دادن به دادها

2- کاستن از حجم دادها : اولویت بندی کردن داده ها و تعیین ارزش کاربرد آنها

** نکته مهم : اولویت بندی به معنای دورریز کردن سایر اطلاعات نیست شاید این اطلاعات بدرد بخورند

3 -پرورندان نظریه ها و مفاهیم : در ابتدا مفاهیم و مضامین توده وار رشد می کنند بعدا حجم این داده ها کاهش می یابد و پیوندها عمیق تر می شود.

 

 

تحلیل غیررسمی

تحلیل غیررسمی داده ها از همان لحظه ابتدایی(یادداشتهای میدانی ،متن مصاحبه یا یادداشتهای مستند شکل می گیرد) آغاز می شود.

*--> حداقل یک نسخه چاپی و یک نسخه الکتریکی را باید در آرشیو نگهداری کند.

یادداشتهای حاشیه صحنه : از طریق () یا کروشه در یادداشتهای میدانی می آید.

اظهار نظرها : تفکرات کاملتر درباره رویدادها و مسایل خاص اند که در پاراگراف جداگانه در پرانتز می آیند. --> جهت توضیح مفاصل می آیند.

** : یادداشتها ی حاشیه و اظهارنظرات به شیوه ای آزادانه می آیند.

یادداشتهای ضمنی در مرحله کدگذاری و مقوله بندی داده ها ، فوق العاده به پژوهشگر کمک می کند.

هدف از نوشتن یادداشتهای ضمنی : تامل و تدقیق درباره معنایی گسترده تر تجربه پژوهش است .

تحلیلگر در دنیایی خارج از دنیای مخاطبانش می اندیشد.تاثیر یادداشتهای ضمنی غالبا باعث پیشرفت داعیه هایی می شود که می توانند در اینده مورد بررسی دقیق قرار گیرند.

کدگذاری و مقوله بندی : نخستین تلاش نظام مندبرای تحلیل داده ها --> مقوله بندی و کدگذاری است.

گردآوری اطلاعات <----> تحلیل دادها یک چرخه ایجاد می کند در نتیجه از رشد انبوه داده ها جلوگیری می کند.

تحلیل در فواصل زمانی در میدان یا تحلیل پس از تکمیل گردآوری اطلاعات منجر به مطالعه موفق می شود.

مقوله بندی و کدگذاری در معنا بخشی به داده های کیفی نقش حیاتی دارد.

 

حالا مقوله بندی چیست ؟

تعیین معنا برای یک واحد اطلاعاتی با توجه به ویژگی های آن .

مقوله بندی یک اصطلاح عام است : مجموعه ای از پدیدارهای کلی مانند مفهوم ها ، سازه ها ،مضامین و دیگرقالبهای واژگانی را در برمی گیرد.

** باید به مبحث و موضوع متن بیش از محتوای آن توجه کنیم .---> یک سوال ؟ : اینکه متن درباره چیست ؟

مقوله فازی :

در پژوهش کیفی جریان استقرایی باعث گسترش مقوله می شود.این چنین مقوله ها را مقوله فازی می نامند.

حالا چرا فازی ؟ چون در تعریف آنها ابهام هایی وجود دارد و همه جنبه هارا تحت پوشش قرار نمی دهد.

در حرکت استقرایی :

مصداق ها ( رویدادها) ------ مقوله ها

--- روابط است

هرچه پژوهشگر بیشتر به این روابط بپردازد احتمال ابهام موجود در تعریف مقولات را برطرف می کند.

کدها : پیوندهایی هستند که پژوهشگر بین داده ها و مقوله ها برقرار می کند .

-****: کدها همان مقوله ها نیستند.

هدف اصلی کدگذاری : مشخص کردن واحدهایی از متن است که به شکلی معنادار به مقوله ها می نگرد.

کدگذاری باز :تحلیلگر در همان ابتدا ی تحلیل صوری و بی انکه بداند تحلیل نهایی او چه خواهد شد،اقدام به کدگذاری می کند.

نقش کدها : 1- کمک به شکل گیری مقوله ها

2- نقش مکانیکی : دسته بندی ، بازیابی ، پیوندزنی ، نمایش داده ها....

نتیجه کدگذاری : مشخص کردن جزایر در یک مجمع الجزایر

طرح گودال ؟: یک نمونه گفتگو و ارجاع به محاوره ای بودن

2- سوال ؟: چه اتفاقی رخ می دهد؟ چارچوب اصلی گفتگو چیست ؟ چه چیز گفته می شود؟ شما در کجاقرار دارید ؟ 3- ارایه معناهای شخصی

تشخیص لحظات کلیدی :

1- نکات برجسته : اصطلاحات خاص یک صنف ، واژه های عامیانه

2- نقاط عطف :صحبت کردن در مورد تصمیمات فردی ،گروهی یا سازمانی

کدگذاری این قسمت آسان نیست .

طرح گودال به چه دردی میخورد؟ مراحل اولیه این طرح ، یک منظر تحلیل فراهم میکند که با آن می توان گفتگوهایی را که آکنده از معنای شخصی است دریافت کردو توضیح داد.

یکی از موثرترین الگوهای کدگذاری داده های کیفی ، رویکردنظریه زمینه مبناست .

ویژگی نظریه زمینه مبنا : 1- نظریه ، ریشه در روابط بین داده ها و مقوله هایی دارد که بر اساس آنها کدگذاری می شوند

2- کدگذاری و مقوله بندی حتی تا اواخر کارپژوهش دستخوش تغییر است .

چرا تا اواخر پژوهش ؟ چون پژوهشگر در میدان است .

نظریه زمینه مبنا : 1- کدگذاری

2- یکپارچه سازی

3- بعدبخشی

یکی از دلایلی که کدگذاری عملا از همان مراحل اولین آغاز می شود آن است که تحلیگر بتواند با ذهنی آماده درباره رویدادهایی که در داده ها توصیف شده اند، توضیح بدهد.

 

فرایند کدگذاری و مقوله ها تمامی ندارد !!! تا کجاباید این فرایند را ادامه دهیم ؟

برای مهارکردن این فرایند : تحلیلگر هر رویداد را با رویدادهای دیگر مقایسه می کند تا بتواند درباره اینکه هریک از این رویدادها به کدام مقوله تعلق دارند ، تصمیم گیری کند

کدگذاری :

1- باز : کدگذاری آغازین و بی محدودیت داده هاست. مقوله ها ساخته و نامگذاری می شوندو یک سری ویژگی ها به آنها انتساب داده می شود.

2-دمحیططبیعی : کدگذاری اصطلاحات ( محیط گفتگو و محاوره ...)و این کدگذاری همزمان با کدگذاری باز انجام می شود.

درست کردن دفترچه کد : ابزاری برای توسعه و تکامل نظام کدگذاری و وسیله ای مهم برای مستندسازی کدهاو روش های کاربرد انهاست.

صفحه 333

هدف از دفترچه کد : تهیه فهرستی از همه مقوله ها ، اسامی کدهای هرمقوله ، نمونه هایی از هر مقوله ، تعداد رویدادهای کدگذاری شده و جای هر رویداد در داده های ثبت وضبط شده است.

 یکپارچه سازی : با کدگذاری محوری آغاز می شود . کدمحوری از پیوندهای بین مقوله ها استفاده میکند.

کدگذاری محوری به این شیوه ها انجام می شود :

1- ناظر به شرایط : ایجاد مقوله

2- ناظر به بافتار و زمینه : مقوله در دل ان است

3 - راهبردهای کنشی / واکنشی است : مقوله ها از طریق آن سامان می یابندو مدیریت و اجرا می شوند.

4 - روشی که ناظر بر پیامدهای این راهبردهاست

بعدبخشی : شامل تعریف ویژگی های مقوله ها و سازه هاست .

 تحلیل موارد منفی :

چگونه تحلیل موارد منفی را انجام دهیم ؟

1- ابتدا فرض می کنیم با بهره گیری از فرایندی مثل رویکرد نظریه مبنا به تبیین نظری می پردازد.

2- به داده هایی تازه دست پیدامیکنیم

2-1 : داده های + : یعنی موید تبیین های نظری باشندو برقدرت و قابلیت می افزاید.

2-2 : داده های - : یعنی نافی تبیین های مبتنی قبلی باشد --> تحلیلگر باید توضیحات نظری خود را بازبینی کند و به چرخه استفاده از داده های جدید برگردد --> اینقدر اینکار را ادامه می دهیم تا دیگر مو ارد منفی که نیازمند که نیازمند توضیح باشند مشاهده نشود.

 ترک میدان پژوهش :

خستگی . اختلاف بین افراد ، محدودیتهای شغلی ، پایان رفتن فرصتهای مطالعاتی .

کفایت اطلاعات و 3 آزمون :

1- بدیهی شدن : پژوهشگر از کنشهای مشارکت کنندگان شگفت زده نمی شود

2- اشباع نظری : ورود نظریه ها و مفاهیم به میدان اندیشه اش کاهش می یابد

3- اعتماد به نفس بالا : اعتبار هر ادعا یا مفهوم است

ابزارهای دستی و رایانه ای تحلیل

 

خلاصه فصل هشتم

با عنوان «پژوهش كيفي و ارتباطات رايانه‌اي»

از كتاب «مقدمه‌اي بر پژوهش كيفي در علم ارتباطات»

الف – مقدّمه

سلام به دوستان خوبم! در اين فرصت من (عليرضا) مي‌خواهم خلاصة فصل هشتم با عنوان «پژوهش كيفي و ارتباطات رايانه‌اي» را ارائه دهم. در ابتدا بايد بگويم محور اصلي اين فصل تكنولوژي كامپيوتري ارتباطات يا به عبارتي ارتباطات رايانه‌اي است كه به شكل روز افزون رو به توسعه قرار گرفته است  و از دو بعد با پژوهش كيفي مرتبط مي‌شود : الف) خود ارتباطات رايانه‌اي به عنوان موضوعي مهم مورد پژوهش كيفي قرار مي‌گيرند ب) ارتباطات رايانه‌اي خودش به عنوان يك ابزار سودمند براي پژوهش‌هاي كيفي در هر موضوعي مورد استفاده قرار مي‌گيرند. در انتها خلاصة اين فصل را با ارائه اصطلاح سايبورگ‌هاي كيفي كه ناظر بر كاربردهاي ارتباطات رايانه‌اي هم به عنوان يك موضوع و هم به عنوان رسانه‌اي براي پژوهش‌هاي آتي است به پايان مي‌رسانم. ديدگاه كتاب به موضوع ارتباطات رايانه‌اي، «بر ساختگرايي اجتماعي» است كه بر نقش تعاملي و سازندة عوامل انساني و غير انساني در نظام‌هاي فناوري تأكيد مي‌كند و از عناصر مرتبط ذيل تشكيل يافته است :

1- ابزارها (سخت افزارها)، 2- برنامه‌ها (نرم افزارها)، 3- رسانه‌ها، 4- فرهنگ (باورها + رفتارها)، 5- تهيه كنندگان، 6- كاربران، 7- تنظيم كنندگان، 8- گفتمان (گفتگوي چند جانبة چالشي كه ممكن است به تضارب و تقابل هم بيانجامد!)

ارتباطات رايانه‌اي داراي ويژگيهاي متمايزي هستند كه عبارتند از : 1- ديجيتالي كردن، 2- انتقال بسته‌هاي اطلاعاتي، 3- همزماني، 4- تعاملي بودن، 5- فرامتني بودن، 6- چند رسانه‌اي بودن (قابليت فزايندة نظم‌هاي ارتباطي پهن باند)، 7- همگرايي (تداخل دروني رسانه‌هاي قديم و جديد در شكل و محتوا)

تا به امروز پژوهشگران ارتباطات رايانه‌اي بر پنج فضاي ارتباطي ذيل متمركز شده‌اند : 1- پست الكترونيكي (E-mail)، 2- فضاي خبر نامه‌اي (BBS)، 3- گپ اينترنتي يا چت (IRC) در تالارهاي گفتگو عمومي و خصوصي، 4- قلمروهاي چند كاربر (MUDs) (بازي محور)، 5- شبكة گستردة جهاني يا صفحات وب (www.)

پژوهشگران متمركز روي ارتباطات رايانه‌اي دلايل مجاب كننده‌اي براي تحقيقاتشان دارند. يكي از اين دلايل تأثير چشمگير ارتباطات رايانه‌اي بر جوامع معاصر است كه در بسياري از محيط‌هاي ارتباطي احساس مي‌شود. به لحاظ نظري اين يك اتفاق خيلي گسترده و مفيد است و فهم مدل اين رويداد عظيم و پيچيده آرزوي پژوهشگران است اگر چه اغواهايي بر سر راه پژوهشها و پژوهشگران وجود دارد، از جمله مهندسان كامپيوتر و بازاريابان محصولات كامپيوتري هستند كه براي بزرگ جلوه دادن خود و فروش بيشتر زياده‌گويي و بزرگنمايي مي‌كنند و آمارهاي اغراق آميز مي‌دهند از طرف ديگر اين گروه از پژوهشگران عمداً يا سهواً با نظام‌هاي حاكم بر رسانه‌ها كه به فكر درآمد خود هستند همراه شده‌اند و در اين بين پژوهشگران منصف نيز هشدار مي‌دهند بنابراين انجام پژوهش كيفي در ارتباطات رايانه‌اي كه به ويژه با گردآوري داده‌هاي مشخص و غني (دربارة اين پديدة اجتماعي كه غالباً راز آلود شده است) همراه باشد مفيد خواهد بود. پارادايمي كه توليد كنندگان و پژوهشگران را در اين كار متحد مي‌سازد، پارادايم «كاربر محور يا مشتري محور» است به طوريكه پژوهشگران كيفي كاربرد فناوري‌هاي ارتباطات را در محيط واقعي (مثلاً دفتر كار) بررسي مي‌كنند و داده‌هاي به دست آمده را به صاحبان تكنولوژي منعكس مي‌كنند تا آنها تكنولوژي را اصلاح و ارتقاء دهند و تكنولوژي هماهنگ‌تر را وارد بازار كنند و اين همكاري ادامه پيدا مي‌كند. همچنين پژوهشگران فرصت خوبي براي اصلاح يا تقويت نظريه‌هاي ارتباطات در فضاي ارتباطات رايانه‌اي دارند. ارتباطات رايانه‌اي قابليتهاي زيادي را براي پژوهشگران كيفي به ارمغان مي‌آورند كه عبارتند از : 1- افزايش امكان دسترسي به جمعيتها و مكان‌هاي بيشتر، دورتر و خطرناك‌تر، 2- صرفه‌جويي در زمان و هزينه، 3- سهولت پياده كردن ماشيني متن‌ها، 4- قالب‌بندي از پيش آماده شدة داده‌ها براي تحليل، 5- بهره‌گيري از يك محيط امن، غير رسمي و همكارانه براي مشاركت كنندگان

در عين حال نارسائيهايي را هم كه ارتباطات رايانه‌اي براي پژوهشگران كيفي به بار آورده ذكر مي‌كنيم : 1- فقدان، ضعيف يا ناسازگاري ابزار و برنامه‌هاي كامپيوتري يا نداشتن سواد استفاده يا عدم تمايل به استفاده در پژوهشگران و پژوهش شوندگان 2- نبودن ضمانتي براي تداوم بخشيدن به مشاركت مشاركت‌كنندگان در طول مدت اجراي پژوهش.

ب – سوابق پژوهش كيفي در ارتباطات رايانه‌اي

در دهه 1990 پژوهشگران ارتباطات سازماني به دنبال كشف تأثيرات فناوريهاي جديد (مانند كنفرانس از راه دور) بر ساختارهاي سازماني و انجام وظايف كاركنان بودند كه متوجه شدند اين وسايل براي حفظ روابط انساني هم استفاده مي‌شود. در تحقيقي ديگر پژوهشگران يافتند كه ارتباطات رايانه‌اي ممكن است در محيطهاي سازماني باعث پريشانيهاي فردي و اجتماعي شود. در تحقيقي ديگر پژوهشگران يافتند كه در يك ارتباط رايانه‌اي كم باند و محدود كاربران براي انتقال احساسات و عواطف خود دست به ابتكار روي صفحه كليد رايانه زده‌اند و به يك «فرا زبان الكترونيكي» دست يافته‌اند كه نمونة آنها : علامتهاي اختصاري، املاهاي خاص و... و مشهورتر از همه صورتكهايي با حالات عاطفي خاص بود. در تحقيقي ديگر معلوم شد چون كاربران مي‌توانند ناشناس باشند بنابراين ادب خود را فراموش كرده، بي‌حيايي كرده و ديگران را به شدت تحريك به واكنش مي‌كنند. در برابر اين آنارشيسم، اعضاي گروه ارتباطي به طور خودجوش دست به كار شده و براي روابط در شبكة خود هنجارهايي وضع كرده‌اند.

ج – حوزه‌هاي مطالعة ارتباطات رايانه‌اي

ج – 1- هويّت

فرهنگ، خود من و ديگران و ارتباط تعاملي اين اجزاء با هم هويّت را مي‌سازد. پژوهشهاي كيفي عمدتاً تأكيد مي‌كنند كه ارتباطات رايانه‌اي امكانات جديد و قابل توجهي براي بيان هويّت به كاربران مي‌دهند، مثلاً يكي از دوستان من كه بي‌هويّت بود در Face Book براي خودش هويّت سازي مي‌كرد. بايد بدانيد ارتباطات رايانه‌اي اگرچه وسيله‌اي براي بيان هويّت حال شما است ولي حضور در اين فضا به شما هويّتهايي جديد مي‌دهد. نمونة جالب مضامين پژوهش «شري تركل» دربارة هكرها است. او هويّت «هكرها» را اينگونه بيان مي‌كند :

1- هويّت آنها وابسته به سخت افزارها و نرم افزارهايشان است.

2- آنها دنياي واقعي را با دنياي مجازي در هم مي‌آميزند و در دنياي مجازي از تجربه‌ها و احساسات جديدي با آزادي استقبال مي‌كنند.

3- مردسالار هستند و با ديگران ارتباط خوبي ندارند به ويژه با جنس مخالف

4- با داشتن امتياز ناشناسي، احساس آزادي مي‌كنند و آنارشيست (جنسي) مي‌شوند.

5- آنها تمام ضعفهاي جسمي، روحي و اجتماعي خود را فراموش مي‌كنند و از خود يك شخصيت ايده‌آل و منحصر به فرد رايانه‌اي مي‌سازند كه تمام نداشته‌هاي آنها را دارد. اين ارتباطات مجازي رايانه‌اي اين فرصتي طلايي را به آنها مي‌دهد كه مطابق روياهايشان با ديگران روبه رو شده و با آنها ارتباط برقرار مي‌كنند. با توجّه به آنچه گفته شد مي‌توان نتيجه‌گيري كرد كه هويّت افراد در ارتباطات رايانه‌اي مي‌تواند ساختگي يا واقعي باشد. به طوريكه اين به هوشمندي محقق بر مي‌گردد كه آنها را از هم تميز دهد!

ج – 2- روابط

پژوهشها نشان مي‌دهند وقتي محدوديتهاي فني و نرم افزاري و طرّاحي صفحات در ارتباطات رايانه‌اي برداشته مي‌شوند و باند وسيع و زمان لازم جهت ارتباط به كاربران داده مي‌شود در نتيجه روابط رضايتبخشي بين آنها برقرار مي‌گردد كه مي‌توان اثرات روحي و رفتاري يك رابطة دو طرفة رضايتبخش را در آنها مشاهده كرد اگرچه وجود يك باند محدود (SMS) هم گاهي باعث يك ارتباط سنجيده و مستمر مي‌گردد.

ج – 3- جامعه

پژوهشگران مختلف رابطة جامعه با ارتباطات رايانه‌اي را در يكي از سه مدل ذيل ارزيابي كرده‌اند :

1- كاملاً جدا و مستقل از ارتباطات رايانه‌اي

2- مرتبط و متعامل با ارتباطات رايانه‌اي

3- كاملاً همراه و تابع ارتباطات رايانه‌اي

د – مسائل پيش رو در مراحل مختلف يك پژوهش كيفي در ارتباطات رايانه‌اي

د – 1- مفهوم پردازي ميدان

اين درست است كه پژوهشگر در مطالعة ارتباطات رايانه‌اي با دنياهاي متعدّد و متنوّعي رو به رو مي‌شود به طوريكه روابط پيچيدة درون دنياها، بين دنياها و خارج از آنها فضاي بسيار گسترده و مجهولي را براي پژوهشگر مي‌سازد اما پژوهشگر بايد براي پژوهش خود يك قلمرو با مرزهاي مشخصي تصوير كند كه تابع فاكتورهاي مختلفي از جمله هدف و بصيرت پژوهشگر است.

نكتة ديگر آن است كه اين ميدان را يك مكان آزادانه و اشتراكي براي بازي فرهنگها تلقي كنيم يا يك مكان كه تحت تسلّط و غلبه يك فرهنگ خاص اداره مي‌شود. انتخاب هر يك از دو مورد بالا مي‌تواند در جريان پژوهش سرنوشت ساز باشد.

موضوع جالب ديگر زندگي Off line و On line كاربران است و كشف اينكه چگونه بر هم اثر مي‌گذارند و خلاصه اينكه قلمروي پژوهش ما تا كجا و تا كي است؟ موضوع ديگر وجود يك ناظر و كنترل كننده بين ارتباطات رايانه‌اي است مثل مسؤول يك گيم نت كه بازي بچّه‌ها را زير نظر دارد و طرح اين سؤال كه قلمرو اين ارتباطات رايانه‌اي اينبار به كجا مي‌رود؟

در خيلي از موارد هم خود كاربرها به هر علّتي اجازة پيشروي بيشتري مثلاً‌در عرصة زندگي خصوصي‌شان (خانوادگي، اقتصادي، مذهبي، سياسي و...) را به پژوهشگر نمي‌دهند و راه او را مي‌بندند!

حتّي اگر ميدان پژوهش كاملاً‌ مشخّص شود موضوع مهم ديگر آن است كه مشخّص كنيم كه توجّه به چه ارتباطاتي، چه صفحاتي، چه لينكهايي، چه نوشته‌ها و عكس‌هايي و... (به طور كلّي چه رفتارهايي) توسط كاربرها براي پژوهش ‌ما حائز اهميت است؟!

موضوعات ديگر عبارتند از : 1- ميزان آشنايي و ارتباط با دروازه‌بانان و مهره‌هاي كليدي يك محيط ارتباطات رايانه‌اي 2- توجه به جهت گيريهاي سياسي، اداري و... كه در يك سايت ممكن است اعمال شود. 3- پاسخ به اين سوال كه تا چه حد بايد خودم را به كاربران معرفي كنم؟ 4- ضعفهاي شخصي و بي‌عدالتيهايي كه ما را در دستيابي به كاربران ناكام مي‌گذارند!

به هر حال پژوهشگر در طرّاحي پژوهش بايد ادعاي خود را خوب و واضح توصيف كند تا در مراحل بعدي كمتر دچار مشكل شود.

د – 2- مشاهده و مشاركت

ارتباطات رايانه‌اي از يك نظر روياي تحقق يافتة پژوهشگران كيفي است، چون روشنگر ابعاد متني ارتباط است و ثبت و ضبط آسان داده‌هاي اين متون را ممكن مي‌سازد حتي خيلي امكانات (آبشنها) تا به امروز تعبيه شده‌اند كه خيلي از احساسات و شرايط محيط پيرامون كاربر را براي ما روشن مي‌سازند اگر چه بايد بدانيم ارتباطات رايانه‌اي با توجه به مدل خاصشان فقط يكسري از اطلاعات را به ما منتقل مي‌كنند مثلاً ‌خستگي و نگراني كاربر و خيلي اطلاعات ديگر مخفي مي‌‌ماند.

د – 2-1- مشاهده

مشاهده در سيستم ثبت و ضبط رايانه‌اي ناقص است چون ما زمان مشخصي را به اين امر اختصاص مي‌دهيم و مي‌گذريم و اطلاعات و حوادث قبل و بعد از ثبت و ضبط پنهان مي‌مانند كه مي‌توانستند اطلاعات مؤثري را به ما بدهند! همچنين حضور يك عنصر بيگانة مشاهده كننده در يك ارتباط رايانه‌اي بر هم زننده و تنش‌زا است.

د – 2-2- مشاركت

موضوع ديگر مشاركت در ارتباطات رايانه‌اي است كه از دو طريق تحليل گفتمان (مصاحبه) و مردمنگاري حاصل مي‌شود و هر مدل براي خودش مزايا و معايبي دارد، به عبارتي در مشاركت مردمنگارانه، پژوهشگر براي مدت طولاني با عده محدودي در يك مكان وارد يك زندگي با همة ابعاد آن مي‌شود بنابراين به عمق زندگي آنها دست مي‌يابد ولي آنها فقط عده معدودي هستند كه ضعف مردمنگاري است. در روش مشاركتي تحليل گفتمان، پژوهشگر فرصت دارد از عهده كثيري اطلاعات بگيرد ولي اطلاعات او عميق نيست يعني با اينكه پژوهشگر فرصت مكاني و زماني بيشتري را براي تحرك داشته ولي اطلاعات او براي هر نفر نمي‌تواند عميق و جامع باشد. بنابراين پژوهشگر ارتباطات رايانه‌اي بايد مشخص كند كه به كدام مدل از اطلاعات نياز دارد تا روش مناسبي را براي جمع آوري آنها انتخاب كند.

د – 3- مرحلة مصاحبه

مصاحبه به دو طريق شفاهي و كتبي و از نگاهي ديگر با سؤالات استاندارد يا غير استاندارد (مردمنگارانه) و بسته يا باز مطرح مي‌شود.

در مصاحبة On line بايد هر وعده فقط با يك نفر مصاحبه كرد و تمام سئوالات را از او پرسيد و در مصاحبة Off line بايد در هر مرحله فقط يك پرسش را از همة كاربران پرسيد و منتظر جوابها ماند و براي پاسخ‌هاي تأخيري و چند مرحله‌اي هم آماده بود. به هر حال براي جمع آوري اطلاعات از كاربران بايد به آنها مدارا كرد و صبور بود!

د – 4- مرحلة گردآوري و تحليل داده‌ها

نرم افزارهاي رايانه‌اي كمك مؤثري در مرحلة جمع آوري و تحليل داده‌هاي كيفي دارند. پاية اطلاعات در پژوهش كيفي در ارتباطات رايانه‌اي متنها هستند ولي منابع ديگري هم هست كه بنا بر هوشمندي پژوهشگر مي‌تواند مورد استفاده قرار گيرد، مثلاً بعضي از پژوهشگران كيفي مردمنگار به ثبت و بررسي خلاقانة اطلاعات حاشية ارتباطات پرداخته‌اند. گاهي تحليل را به كاربرها مي‌سپاريم ولي بايد مراقب باشيم كه آنها را در قالبهاي تحليل خود ساخته‌مان اسير نكنيم نكتة آخر اينكه رايانه به خاطر نوع منطق پردازنده‌اش، تحليل قياسي مي‌كند و از تحليل استقرائي عاجز است!

ﻫ - ملاحظات اخلاقي

رعايت اخلاقيّات بحثي داغ است ولي مبهم هم است و بعضي‌ها از آن تخطي مي‌كنند زيرا فعلاً قانون محكم يا برخورد از طرف مجامع علمي يا اجتماعي وجود ندارد.

مثلاً بعضي سايتها در خودشان براي پژوهش، قوانين نوشته يا نانوشته دارند و حتي ميزان حساسيت كاربرها در سايتهاي مختلف متفاوت و حتي متغير است.

به عنوان يك اصل اخلاقي پذيرفتة شدة جهاني بايد صادقانه به كاربران بگوئيم در حال پژوهش هستيم و چه اطلاعاتي را براي چه منظوري مي‌خواهيم! حتي با رعايت بعضي مسائل بايد امكان دسترسي صاحبان اطلاعات را به اطلاعات خودشان فراهم كنيم و مانع دسترسي بيگانگان شويم!

البته افشاي هويت پژوهشگر مي‌تواند در چند مرحله صورت گيرد و بايد كاربر رضايت نامه را حتماً پر كند و براي ما بفرستد همچنين با تغييراتي مي‌توان از شر كنجكاوان كه با موتورهاي جستجوگر مي‌خواهند هويت واقعي آزمودني‌ها را كشف كنند رها شد.

ي – سايبورگهاي كيفي

سايبورگ اصطلاحي است براي ارتباطات رايانه‌اي (كه مي‌رود با همة انسانها و همة ابعاد زندگي‌اش اجين شود، تركيب شود و اجتناب ناپذير گردد! و ساختار زندگي فردي، اجتماعي و پژوهشي انسانها را تغيير دهد.)

- شكاف ديجيتالي بين پژوهشگران :

توصيف كنندة نابرابري در دسترسي به اطّلاعات و مهارتهاي استفاده است.نكتة نهايي اينكه سرعت تغيير و تحوّلات دنياي اطراف پژوهشگر آنقدر سريع شده است كه پژوهشگر با موضوعش از قافلة تغيير عقب مي‌ماند و موضوع تحقيق زير سؤال مي‌رود بنابراين پژوهشگر بايد استراتژي تغيير با محيط را در پژوهش خود بگنجاند و سيّال بيانديشد و سيّال رفتار كند!

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد مهدی یادگاری  | 

فصل اول

 درتحقیقات به روش کیفی ،پژوهشگر برای جمع آوری اطلاعات از محیط پژوهش موردنظر می بایست با ورود به آن محیط ،خودرا جزءگروه مورد تحقیق فرض کرده وازنزدیک مشاهدات را زیر نظروثبت نماید.زمانی این مشارکت اثربخش خواهد بودکه خودراجای اعضای ان جامعه گذاشته و کلیه رفتار،افکارواحساسات و عواطف را با محیط پزوهش همسو نماید،چون بدون مشارکت نمی توان به تجربیات آنان دست یافت در واقع یک پژوهشگرباید این توانایی را داشته باشد که درمحیط های متفاوت پژوهش بتواند همانند یک بازیکر ایفای نقش نماید.

به موازات مشاهده مشارکتی (هم زیستی در محیط پژوهش )می توان با مصاحبه که همان  گفتگو ورد وبدل کردن نظرات مورد علاقه که بین دوطرف است  از تجربیات و اطلاعات آنان بهره گرفت.مصاحبه براساس ساختار با هم تفاوت دارند:مصاحبه عمیق - مصاحبه ساخت نایافته -مصاحبه نیم ساخت یافته -مصاحبه متمرکز-مصاحبه همیارانه و مصاحبه مردمنگارانه ونیز اشکال تخصصی ودقیقتر ازمصاحبه بنام تاریخ زندگی و گروههای کانونی نام برد.هدف از انجام مصاحبه یک پژوهشگرآن است که نسبت به دیدگاه  افراد در مورد یک وضعیت و رخدادآگاهی کسب کرده وازتجربه های گذشته و اطلاعات آنان مطلع گردد. 

درقدم بعدی با جمع آوری و تجزیه وتحلیل اسناد (اطلاعیه ها،صورتجاسات،اخطاریه ها،گزارشات تحقیقاتی )می توان برای تکمیل نمودن مشاهدات و مصاحبه های انجام گرفته کمک گرفت ،وهمچنین از نحوه پوشش لباس ،معماری ودکوراسیون محیط کاروزندگی ونیزخاطرات شخصی استفاده کردوبرای ثبت دقیق از مشاهدات می توان عکس و فیلم تهیه کرد.

-پژوهش کیفی، فعالیتی است انعطاف پذیر و موفقیت درآن بستگی به سابقه و تجربه کاری پژوهشگر دارد. 

-پژوهشگران کیفی ،دربررسی های خود عملکرد ورفتارانسانها و فضای حاصل از یک رفتارجمعی رابا یک معنا تعریف می کنند وبرای انتخاب باید محیطی از معناهای متفاوت داشته باشیم تا دربین آنها دست به انتخاب بزنیم .

-روش های هستی شناسی و معرفت شناسی ،پژوهشگران ارتباطات را در رسیدن به نتیجه مطلوب و قانع کننده درجهت چگونگی ساختار و محتوای پژوهش یاری می رساند.

پژوهش تفسیرگرایی: ارتباط دادن نتایج حاصل از مطالعه آئین های خاص ،اشعار،گفتگوها،رقص ها ومراسم ها به یک فرهنگ یا یک سبک زندگی مردم در یک منطقه جغرافیایی است.

پوزیتیویسم :پژوهشگران این حوزه (قرن ۱۹) مشاهداتی را که با تجربه و احساسات عینی همچون علوم طبیعی که با کارآزمایشگاهی به نتیجه برسدو قابلیت اثبات و ابطال نیز داشته باشد.پزوهشگران پوزیتیویسم به دنبال علت ومعلول یک پدیده هستند و با اندازه گیری و کمی کردن گزاره های کیفی ،مشاهدات تجربی خودرا به قانون تبدیل می نمایند و نظریه ها و باورهایی را که در این راستا نباشد قابل پذیرش نمی دانند . آنها بر این باورند که مفاهیم و روش های علوم طبیعی را می توانند بعنوان پایه اصلی و مبنا درنظرگرفت وبا تغییرات جزئی ،تبدیل به یک فرایند و الگویی جدید برای پژوهش علوم اجتماعی شود.این پژوهشگران جامعه آماری موردپژوهش خودرا برای نمونه گیری براساس ویژگی ها ،صفات ،رفتارو کنش طبقه بندی می نمایند.

پسا پوزیتیویسم : پس از جنگ جهانی دوم (نیمه قرن ۲۰)با اکتشافات و نوآوری هایی در علوم اجتماعی ،پژوهشگران ارتباطات به پوزیتیویسم ها انتقاد کردندو برخی از قضایای آنان را به چالش کشیدند،آنان برای اثبات قضایا ،به نتیجه حاصل از مشاهدات تجربی اعتقاد نداشتندوبر این باورند که باید بتوان ادعایی بر خلاف تجربه را به اثبات رساند.

تفسیرگرایان در این حوزه قرار می گیرند و مشکلات پژوهشگران پوزیتیویسم را که بر اثر عدم تعادل ،درک ویکدلی درمحیط آزمون بوجود می آید از نواقص و ایرادات در نتیجه پژوهش می دانند،از ایرادات دیگر می توان به محدودیتهایی که برای پژوهش بصورت مصنوعی براهداف از پیش تعیین شده  تاثیر  می گذارد اشاره کرد.

-درمناطق مختلف و محیطهای ژئوپولیتیکی و نیز مقایسه کشورها ،تفاوت هایی در چگونگی مطالعات و پژوهشهای علوم ارتباطی صورت گرفته است که این امر دلیلی است بر کثرت پژوهشگران پساپوزیتیویسم است که بر اثر رخدادهای متنوع و محلی پدید آمده است .

-امروزه تخصصی شدن وگرایشها و زیرشاخه های متنوع علوم ارتباطات ،به دلیل مباحثه های متنوع پژوهشگران علاقه مند دراین عرصه است که خودرا در جریان تحولات درزمینه های مهم و موردعلاقه آنان رخ می دهد قرار می دهند.

-جهان بینی پژوهشگران کیفی یک پارادایم تفسیری است که مبنای آن هستی شناختی و معرفت شناختی است که درقرن ۱۹و۲۰ از فلسفه های ایده آلیسم و پدیدارشناسی بوجودامده است.

-علوم طبیعی و تجربیات ،با علوم انسانی که به مطالعه میان انسانها و رفتارهای اجتماعی می پردازد،متفاوت می باشد،پژوهشگر تفسیرگرا باید از عملکرد ، رفتار و احساسات انسانها فهم و برداشت عمیقی داشته باشد که حاصل گفتگوهای گسترده و طولانی مدت در محیط های اجتماعی می باشد.

-پژوهشگران کیفی ، به جهت عدم توجه به شرایط تاریخی و بازتاب رفتارهای اجتماعی درپژوهشهای طبیعت گرا ،روشهای کمی را ناکارآمد و اعتباروارزشی برای آن قائل نیستند.

-بسیاری از پژوهشگران نیز،پژوهش های کیفی را نا کارآمد می پندارند وآن را یک علم نرم می دانند به دلیل مشاهدات جانبدارانه وگزینشی و استفاده از ابزارهای با دقت کم ،ضبط وثبت گزینش شده  ،عدم کنترل های کافی برعوامل تاثیرگذار و نمونه گیریهایی که بعضا" نماینده طیف جامعه پژوهش نمی باشند.

-پژوهش های کیفی برخلاف پزوهشهای کمی ،خیلی زود به نتایج قابل منتهی نمی شودوگاها"نتیجه آن مورد تردید قرارمی گیرد چون محیطهای پزوهش درسازمانها ،خرده فرهنگ ها ،خانواده ها ،گروهها و افراد می باشدوشاید گزینش این موضوع ها به دلیل نزدیکی ارتباطش با دنیای درونی پژوهشگر باشد که برخی اوقات به دلیل به خطرافتادن منافعشان با مقاومت و تحریف مواجه می شوند.

- در دهه های اخیر ،پژوهش های فرهنگی ،تفسیری سهم بیشتری درمنابع و تولید علوم ارتباطات دارد که می توان به فضای مجلات علمی که درآن از روش های کیفی استفاده شده است اشاره نمود و همچنین در خارج از فضاهای تحقیقاتی دانشگاهی نیز توجه روزافزون موسسات وشرکتها دراستفاده ازاین روش دال براین ادعاست که علت آنرا می توان آشنایی بیشتر پژوهشگر با هدف ها ،روش ها ،جریان ها و رویکردهای تفسیری ،فرهنگی وانتقادی می باشد وازطرف دیگر درجهت پاسخگویی به برخی پرسش های فرهنگی و تفسیری از روش های کمی مناسب تر می باشدوهمچنین دانشمندان مانند گذشته درمقام دفاع برنمی آیند وآثارشان رابصورت توجیهی و ایجابی به مردم می شناسند.

۳اصطلاح پژوهش طبیعت گرا ،مردمنگاری وپژوهش های کیفی ازروشهای مطالعاتی پارادایم تفسیری می باشند. 

۱-پژوهش طبیعت گرا : هدف ازاین پژوهش توصیف فرهنگی است وبرای درک وفهم رفتار و عملکرد های بومی انسانهای یک منطقه می توان ازبررسی وتحلیل محیط های کاروفعالیت افراد مورد پژوهش بهره برد،این پژوهش علاوه بر مطالعه رفتارهای اجتماعی و وضعیت طبیعی ازدیگر فنون مثل مصاحبه،جمع آوری اطلاعات ،بررسی نقشه ها نیز استفاده می نمایند.

- برخی اوقات عملیات پزوهش طبیعت گرا در محیط های مورد مطالعه برنتایج تاثیر می گذارد،ازدیگرامتیازات شیوه های تفسیری ،تحلیل بازتابی  آن است ،به این معنی که شخص پژوهشگردرمحیط مورد مطالعه احساسات و توجهات خودرا درپژوهش لحاظ می نماید.

۲-مردمنگاری : مشاهده مشارکتی است وپساپوزیتیویستها نیز مانند پوزیتیویستهاازمحاسبات کمی که غالبا"روش های آماری برای تحلیل الگوها و پیمایش ها ،روش های مثلث سازی ودیگر ابزارهای اندازه گیری بهره می گیرند.موفقیت مردمنگاران درتعریف وتفسیرارتباطات قابل مشاهده بین رفتارهای اجتماعی دریک قلمروفرهنگ است.

-مردم شناسی که مبنای مقایسه و طبقه بندی فرهنگ مردم است با مردمنگاری تفاوت دارد ،هرچقدرتوصیف رفتاراجتماعی تفصیلی ترباشد،فهم ودرک ازآن پدیده عمیق تر خواهدبود.

-مطالعات میدانی ،قاعده اصلی دراین روش است که تماس وارتباط طولانی پژوهشگربا فرهنگ خاص مورد مشاهده است. مردمنگاری وابستگی زیادی به متن دارد زیرا نوشتن در تمام مراحل پژوهش میدانی کاری اساسی است ،با نوشتن روابط میدانی بین پژوهشگر و اعضای فرهنگ مورد مطالعه و چگونگی بیان را تثبیت می کند.

۳- پژوهش کیفی : اصطلاحی است عمومی که مجموعه ای از فنون تفسیری رادربرمی گیرد واین فنون توصیف ،رمزگشایی ،ترجمه ودرک معنا به استثناء فراوانی پدیده ها که جنبه های آماری وریاضی دارند را شامل می شود و بطورکلی تحلیلی است که با گفتگو و مصاحبه ،اشارات وزبان بدن پی به محتوا وتجربه رفتار اجتماعی می پردازد.

-به جهت اینکه روش تحقیق کیفی بدون ارائه آمار،شفاف و قابل لمس باشد،نقش و تجربه علمی پژوهشگر وعمل آن درارائه پژوهش بسیار مهم است

-پژوهش کیفی درآمیختگی و هم زیستی طولانی مدت با مردم را برخلاف مردمنگاری را پیشنهاد نمی کند و همچنین نگاهی جامع و کل نگربه رفتارهای اجتماعی را قبول ندارد.

زیرشاخه های پژوهشهای کیفی عبارتنداز  : ارتباطات بین فردی ،زبان و تعامل اجتماعی ، ارتباطات گروهی ، ارتباطات سازمانی ، ارتباطات بین فرهنگی و مطالعات رسانه ای ،مطالعات فرهنگی ، اجراء پژوهی ، ارتباطات کاربردی ، ارتباطات سلامت .

ارتباطات بین فردی : این نوع زیرشاخه شامل مطالعات کیفی روابط بین افراداست (مانند روابط خویشاوندی) که مقید به ارتباطات کلامی و غیر کلامی است ،روش هایی است که روابط میان انسانها و مشکلات که برای حفظ و تغییر روابطشان مواجه میشوندرا توصیف می کند.

زبان و تعامل اجتماعی : زیر شاخه ای است متنوع از پژوهشگران ارتباطات که از علوم روان شناسی ،جامعه شناسی ،زبان شناسی ومردم شناسی متاثر شده است .که به چهارگروه تقسیم بندی میشود: تحلیلگران گفتگو - تحلیلگران گفتمان - مردمنگاران ارتباطات - خردمردمنگاران.که اختلاف آنها در تحلیل و گردآوری پژوهش می باشد. 

ارتباطات گروهی : در این روش کیفی گروههایی که بر اساس ساختار فرهنگی و فکری مشابه تشکیل شده را تقسیم بندی نموده وبه مطالعه و چگونگی شکل گیری هویت گروهی می پردازد.برای تحلیل می توان از مشاهدات طولانی مدت و نوشتن کارمیدانی ونیز رابطه کلامی بین افراد گروه درایجاد نظریه های جدید بهره گرفت.

ارتباطات سازمانی : پژوهشگران این زیر شاخه توانستند شباهتهای میان سازمان ها و فرهنگ ها را بیابند. با مطالعه ارتباط سازمانی می توان به مباحثی چون جامعه پذیری کارکنان ،تعهد وهویت سازمانی ،رهبری ،اخلاق حرفه ای ، اختلافات درون سازمانی دست یافت که مسائل و مشکلات را از طریق پرورش و احیای فرهنگ های میان فرد و سازمان حل می نمایند.

ارتباطات بین فرهنگی : در اصطلاح عام ، مطالعه پژوهشگرانی است که به تعامل بین اعضای فرهنگ های متفاوت می پردازد ودر پی دلایل و شواهد(علت ومعلول)تاثیر گذاری فرهنگ های دیگر بر فرهنگ ملی است ،بنای اصلی این نوع پژوهش ها بر روابط دو سویه ارتباطات و فرهنگ می باشدو تاکیدشان بر روابط نامتوازن قدرت،تفاوت های فرهنگی ، هویت های قومی وجنسیتی است

 خلاصه  فصل ۱ :این فصل با دو موضوع تجربی آغاز می شود و پیرامون پژوهش کیفی ادامه می دهد. در پژوهش کیفی مصاحبه ها با نام ها و معناهایی نسبتاً متفاوت به کار میروند. مصاحبه عمیق، مصاحبه ساخت نیافته ، مصاحبه نیمه ساخت یافته ، مصاحبه متمرکز ، مصاحبه همیارانه و مصاحبه مردمنگارانه

تنها از طریق زیستن یک تجربه و توصیف و تغییر معنای آن است که پژوهشگر کیفی می تواند آن تجربه را برای مخاطبانش قابل استفاده سازد.

فنون مشاهده مشارکتی، مصاحبه و تحلیل اسناد و آثار (بشرساخته) ، مورد تاکید قرار گیرد .

پژوهش کیفی فعالیتی است شخصی و یگانه که مستلزم تجزیه پژوهشگر است. به نظر پژوهشگران کیفی انسان ها کنش ها و دنیاهای برآمده از این کنش ها را با معنا می دانند در اصل ساختن معنا و از آن خود کردن آن چیزی است که ما در پی آنیم .

رسالت رشته ارتباطات یعنی مطالعه کنش نمادین انسان در زمینه های متنوع انجام آن اند. پژوهش کیفی در حوزه ارتباطات به اجراها وعمل های ارتباطات انسان می پردازد. در ادامه به تاریخچه و بررسی کیفی در ارتباطات می پردازد .

در عرصه ارتباطات ، همانند اغلب حوزه های دیگر علوم اجتماعی ، تاثیر تاریخی پوزیتیویسم در مجموعه متنوعی از اعمال سازمانی تجلی یافته است .

اصولاً این اعمال جستجوی عوامل بیرونی و روانشناختی رفتار ارتباطی ، تاکید بر پیش بینی و کنترل این رفتار و استفاده از روشهای عینی و کمی در محیط های مصنوعی مثل مطالعات آزمایشگاهی یا پیمایشی را شامل می شود .

سه اصطلاح پژوهش طبیعت گرا، مردمنگاری و پژوهش کیفی در ادامه بحث می شود .

در پژوهش طبیعت گرارفتارهای بومی آدمیان و معناهای مراد آنان را تنها می توان ازطریق تحلیل دقیق وضعیت های طبیعی ایشان فهمید و درک کرد .

در مردمنگاری غالباً از پیمایش ها و روش های آماری برای تحلیل الگوها تعیین نمونه ها و روش مثلث سازی یافته ها بهره می برند .

پژوهشگران کیفی اساساً در پی آن اند که شکل و محتوا و تجربه کنش اجتماعی را که مقید به موقعیت ها هستند حفظ و تحلیل کند و از این که آن ها را در قالب های ریاضی و صوری قرار دهند گریزان اند.

پژوهش های کیفی ۹ زیر شاخه دارد که عبارتنداز :

-         ارتباطات بین فردی

-         زبان و تعامل اجتماعی

-         ارتباطات گروهی

-         ارتباطات سازمانی

-         ارتباطات بین فرهنگی

-         مطالعات رسانه ای ، مطالعات  فرهنگی

-         اجرا پژوهشی

-         ارتباطات کاربردی

-         ارتباطات سلامت

                                                             خلاصه فصل دوم

در علوم اجتماعی روش انتخابی برای تحقیق دال بر دیدگاه محقق به موضوع تحقیق و ساختارهای اجتماعی است.چرا که هر روش در پی نظریه ای به وجود آمده است که فلسفه انسان شناختی خاص خود را دارد.
روش انتخابی بسته به اینکه انسان را کنشگری فعال ببیند یا موجودی منفعل نسبت به شناخت او اقدام می نماید. همچنین است در مورد ساختارهای اجتماعی بسته به اینکه قدرت ساختارها را ورای قدرت کنشگران تصور نمایدو آنها را حاکم بر و شکل دهنده روابط انسانها؛ یا اینکه این ساختارها را ساخته و پرداخته کنش کنشگران و تحت تسلط آنها فرض کند، در نوع و چگونگی شناخت تفاوت هایی را ایجاد می نماید. همین تفاوت در دیدگاه هاست که منجر به شکل گیری دو روش عمده شناخت و تحقیق درعلوم اجتماعی شده است روش کمی و روش کیفی.
روش هالی کیفی تحقیق که فرض پایه ای خود را بر فعال دانستن انسان اجتماعی وتسلط او برساختارهای اجتماعی گذاشته اند درپی یافتن چگونگی ها وچرا یی ها درمورد موضوعات موردمطالعه خود،فهم کنش گران اجتماعی را پایه کارخودقرار داده وسعی درنقب زدن به عمق ،بررسی،شناخت وتفسیر همه جانبه آنها وفعالیتهایشان دارد.این شناخت وسنجش درتحقیق خود برپایه مشاهده استواراست.مشاهده عمقی ودقیق که هرچه دقت آن بالاتر وتمرکز آن برموضوع بیشتر باشد درتفسیر، نتایج معتبرتری به دست خواهدداد.
نویسنده این کتاب درپی پرداختن به مباحث سنجش وتفسیر درتحقیقات کیفی ارتباطی به منظور فراهم کردن چهارچوبی برای ایجاددقت درمشاهدات این قبیل تحقیقات درفصل دوم به بیان شش سنت کلیدی تئوری پرداخته که همگی آنها درمبحث فهم کنشگر اجتماعی وجه مشترک دارند.درزیر خلاصه ای ازاین فصل آورده می شود:
سنتهاي كليدي نظری در پژوهش های کیفی ارتباطات
در این فصل پژوهش های کیفی ارتباطات در متن علوم انسانی مد نظر قرار گرفته است .به عبارتی تحقیق ارتباطی کیفی یک امر بین رشته ای در حوزه علوم انسانی شامل علوم روانشناختی ،مطالعات تاریخی ،علوم اجتماعی ،تئوری های اخلاقی ،مطالعات سیاسی وقانونی وانتقادات ادبی است .
در این بین رشته ای دیدن مشکلی که وجود دارد وجود تئوریهای مختلف با روایتهای متعدد است که باهم در برخی موارد توافقی ندارند اما می توان با ترکیب مناسب وخلاقانه آنها متناسب با آنچه مد نظر پژوهش است ، پایه تئوریک پژوهش را فراهم نمود.
برای این ترکیب توافق قبلی بین محققان وجود ندارد و این محقق واقتضائات تحقیق اوست که این ترکیب تئودیک را به وجود می آورد . البته استفاده از تئوری در پژوهش کیفی امریست متاخر و در نتیجه محققان در برقرار نمودن رابطه بین مفاهبم تئوریک و جمع آوری اطلاعات وداده ها درروند پژوهش وتحلیل وداده ها ی کیفی بعضا دچار مشکل.
یکی از راه های کاهش اینگونه مشکلات شناخت سنتهای فکری است که تئوری ها از درون آنها سرچشمه می گیرند .شناخت سنتها ی فکری هم به انتخاب درست تئوریها و ترکیب مناسب آنها برای امر مورد تحقیق کمک می نماید و هم در جریان تحلیل و فهمیدن چرائی ها موثر واقع می شود.
بحث این مقاله به سازگار نمودن و ترکیب شش سنت کلیدی در علوم انسانی برای استفاده در تحقیقات کیفی است . این سنت ها عبارتند از : اتنومتدولوژی ،تعامل گرایی نمادین،مردم نگاری ارتباطات ،نظریه انتقادی مدرن وپست مدرن ،فمینیسم ومطالعات فرهنگی.
Verstehen یا "تفهم"
از آنجا که تحقیق ارتباطی کیفی برفهم امور اجتماعی تاکید دارد نویسنده قبل ازپرداختن به سنت های ذکر شده به مفهوم "تفهم" ازنظر چندین فیلسوف تفسیر گرا پرداخته است
تفهم یا فهم امور اجتماعی اینگونه تعریف می شود:برای فهم امور اجتماعی (آنچه در حال رخ دادن است) باید فعالیت اجتماعی را از نقطه نظر کنشگر ببینیم.
تفهم اصطلاحی است که ویلهم دیلتای (dilthy (به این امر اختصاص داده بود و ريشه آن به قرن 18 برمي گردد .‏ به هنگامي كه جيم با تيستا ويكو بحث علم جديد و جداسازي علوم انساني از علوم طبيعي را مطرح مي نمايدو فهم مناسب از طبيعت انساني و نيازها ي اورا در گرو ؛مطالعه تاريخي اشكال فرهنگي ؛ مي بيند .
پس ازاو كانت به توسعه نظريه وي ميپردازد . توسعه مفهوم "تفهم" در قرن 19 واكنشي بود به استدلالات علمي –فلسفي كاربرد پوزيتيويسم براي مطالعه رفتار انسان‏در طول اين قرن قوانين جهاني مشخصي براي رفتار انسان تعريف شده بودكه براساس آنها انسان وزندگي اجتماعي او مورد مطالعه قرار مي گرفت . در اوايل قرن 20 اين مفهوم پايه اي براي علم پديدار شناسي اجتماعي و شيوه هاي ديگر تحقيق اجتماعي شد .
يكي از شيوه ها ي تحقيق تفسيري حوزه هرمنوتيك بود كه با تفسير كتاب مقدس كهن كار ويلهم ديلتاي آغاز وبعدها توسط هانس گادامر تكنيك هاي آن فرمول بندي ومنتشر شد.
مراحل متد هرمنوتيك تفسيري شامل : تصور همدلانه با تجربه نويسنده متن ‏‏‏‎؛ به كار گرفتن حركتي دوری و متناوب بين ويژگيهاي متن وزمينه ؛در نظر گرفتن دانش كلي كه متن در آن توليد شده است .
هرمنوتيك چه در سطح فلسفه وچه در سطح روش به اين دليل كه به ؛ فهم ؛ به مثابه عنصر بنیادین وضعيت انساني اهميت مي دهد مي تواند دانش تحقيق كيفي را شكل دهد .شكل ديگر اهميت بخشيدن به مفهوم "تفهم" كاري بود كه توسط ماكس وبر انجام شد .او براي استفاده از اين مفهوم روشی را درقالب نظریه كنش اجتماعي معنا دار مطرح و براي آن يك جايگاه علمي تعريف مي كند . روش وبر متمركز بر مطالعه رفتار قصد مند انسانها بود .
البته هوسرل نيز به شكل غير مستقيم با تعريف مفهوم ؛دنیای زندگان؛و توصيف تعامل افراد در آن به تقويت پايه هاي "تفهم"مي پردازد.

شوتز وپديدار شناسي اجتماعي :
آلفرد شوتز براي تبين پايه هاي ذهني فعاليت اجتماعي مطالعات وبر وهوسرل را با هم تلفيق كرد . وي يك پايه مفهومي براي مطالعه تفسيري ارتباطات فراهم آورد وآن مفهوم ؛بين الاذهاني ؛ بود. شوتز بدين وسيله به اين مسئله كه انسانها چگونه ساختن دنیای زندگان را مي آموزند ؟ و اينكه چگونه بين كنش هايشان پيوستگي ايجاد مي كنند ؟ پاسخ داد.
شوتز مفهوم كنش معنا دار وبر را پذيرفت وسعي كرد نشان دهد كه چگونه معنا دار شدن كنش را توضيح دهد. او معتقد است كه هر تعاملي براي افراد محملي است كه وقايع را معنا دار مي سازد .همچنين او به اين امركه افراد چگونه پيشرفت مي كنند،مديريت مي كنند و چگونه ذخاير دانش خود را در فرايند معنا دار كردن وقايع به كار مي گيرند ‚ مي پردازد. اين ذخاير از نظر شوتز شامل وقايع ‚ اعتقادات ‚آرزوها ‚ نقشها وتمايزاتي است كه افراد ياد گرفته اند .
او معتقد است كه هر كنشگر خود وديگري را از طريق رابطه بين الاذهاني تعريف مي كند و ما نه تنها اين روابط را با هم عصرانمان مي سازيم بلكه با پيشينيان و آيندگانمان نيز اين را رابطه را داريم واين ارتباط به رشد خود فهمي كمك مي نمايد .
مطالعات شوتز وبر وهوسرل پيرامون مسئله فهم ؛تجربيات زنده و كنش اجتماعي؛ بنيادي براي مفاهيم مركزي تفسير فراهم كرد و آن شامل ساختار اجتماعي واقعيت ؛قواعد كاربرد زبان و خود در زندگي اجتماعي بود .

اتنومتدولوژی:
اتنومتدولوژی از دل پدیدار شناسی اجتماعی بیرون آمده است و اساس آن بر پایه نظریات هوسرل وشوتز است. اتنومتودولوژی ابداعی از گارفینگل (1967)است.
اتنومتدولوژی در بررسی امور اجتماعی به جای مطالعه بر تاثیرساختارهای اجتماعی (از قبیل هنجارها،ارزشها و...)روی رفتار انسانها تاکید دارد .و به توافق های زندگی روزمره و پروسه هایی که مردم برای ساختن روش های منظم ومشهود فعالیت ها استفاده می کنند می پردازد مثل رفتن به کار،خرید کردن،تماشای تلویزیون و... همه اینها وقایعی هستند که مردم به صورت منسجم و به شکل ماهرانه در آن ایفای نقش می کنند واز دیگران نیز انتظاراتی برای ایفای ماهرانه نقششان دارند.
برای دانشمندان اتنومتدولوژیست این مسئله وجود دارد که چگونه مردم این کارها را انجام می دهند ؟ آنها بحث "حضور در تعامل" را مطرح می نمایند.
اتنومتولوژی یک رویکرد ویژه در جامعه شناسی است چرا که مسیر معمول مطالعه رفتار انسان در جامعه شناسی را کنار گذاشته و مطالعات خود را روی ساختارهای محلی معنائی از طریق اعمال اجتماعی وبه طور خاص "گفتگو " متمرکز کرده است.
اتنومتدولوژی پژوهش های علم ارتباطات را در سه مورد تحت تاثير قرار مي دهد :
اول : توسعه تحليل گفتگو.
دوم : تاكيد بر اهميت قواعد در ارتباط كه توسط آيرون سيكورل ( 1974-1980) مطرح شد.
سوم :پژوهش عملكرد زباني است كه به چگونگي كاربرد قواعد زباني توسط كنشگران مي پردازد .

تعامل گرایی نمادين :
مطالعات تعامل گرایی نمادین به اين مسئله مي پردازد كه چگونه خود ومحيط اجتماعي يكديگر را از طريق ارتباطات شكل مي دهند . تعامل گرایی نمادین نشات گرفته از فلسفه پراگماتيسم است .
تعامل گرایی نمادین در پژوهش های ارتباطی روابط بين فهم هاي كنشگران ،انگيزه ها و اعمال طرح كنندگان پيام را شرح مي دهد. همچنين به بررسي دقيق ذات معاني در پديده اي اجتماعي مي پردازد .
تعامل گرایی نمادین بر توسعه رويكرد ساختارگرايي بر ارتباط ميان فردي اثر گذار بوده است .اين رويكرد از تعامل گرایی نمادین براي بررسي مفاهيمي چون گرفتن نقش ، تعريف موقعيت و امر فوق العاده معنا در تعامل استفاده مي نمايد .
مفاهيم تعامل گرایی نمادین همچنين در مطالعات گروهي وسازماني به مثابه پديده هاي اجتماعي با تاكيد بر عملكرد شاهكارهاي افسانه اي ،تشريفات مذهبي و تعاملات روزمره موثر بوده است. در حوزه مطالعات رسانه هم پژوهشگران تعامل گرایی نمادین تفسير و ادراك تصاوير متحرك را مطالعه كرده اند...
البته در اين حوزه هنوز از امكانات غني تعامل گرایی نمادین استفاده كامل نشده است .

مردم نگاری ارتباطات:
مردم نگاری ارتباطات ازمیراث غنی انسان شناسی اجتماعی،مطالعات فولکور ومعناشناسی استفاده می کند.انسان شناسی ارتباطات ، ارتباطات رابه مثابه جریان مداوم ازاطلاعات (به جای مبادله قطعه قطعه پیام )مفهوم سازی می کند. مردم نگاری ارتباطات کنشگراجتماعی را استفاده کنندگانی تعریف می کند که همزمان کانالهای چند گانه (مثلا کلامی وغیر کلامی )وکد ها را برای خلق تعامل معناداربه کارمی گیرند(1987 sigmen)به وسیله کدها افراد قواعد استفاده وتفسیر مقولات خاص علائم (مثل مد وغذا)را معنا می کنند.تحقیقات مردم نگاری ارتباطات علاوه برتمرکز روی کارکردهای زبانی،گستره ای وسیع ازمطالعه،رسانه ارتباطی،ژانرها وزمینه ها،نمایشهای گفتگویی تلويزيوني وعکسهای فاميلي و... رانیز دربرگرفته اند،دراین مطالعه آنچه اهمیت می یابد"خصیصه های فرهنگی درارتباط است"این مسئله باعث می شود که محققان قالبهایی را برای مقایسه اطلاعات والگوهای کشف شده درارتباط فرهنگی توسعه دهند.

نظریه انتقادی:
این رویکرد ذاتا باارتباط وابسته شده وارتباط را به مثابه واسطی که ازطریق آن کنشگران اجتماعی ادعاهای دانش راتولید کرده ومی سنجند واستعدادهایشان برای خود فهمی وتصمیم گیری راتحقق می بخشند،می بیند.کارمحققان کیفی دراین روش شاهدی است برلحظات محوری که گروههای تابع وحکمفرما به وسیله بیان علایقشان بریکدیگر تاثیر گذارند.

نظریه انتقادی مدرنیستی:
یک تعریف محدوتر از نظریه انتقادی ازکار اعضای مکتب فرانکفورت دراوایل و اواسط قرن 20 منشعب می شود.افرادی چون هورکهایمر،آدرنو،مارکوزه وخلفشان هابرماس. اینها نیزهمانند نئومارکسیستها به طور خاص به اشکال قدرت وبی عدالتی که انقلاب صنعتی وسرمایه داری خصوصی با هم توام کردبه مثابه یک سیستم سیاسی _اقتصادی توجه نشان دادند.
پژوهشگران كيفي از نظریه انتقادي كه بيانگر كشمكشها و تلاش براي روشن سازي و شايد تغيير شكل پيوند هاي رمز گذاري شده بين بازنمايي ،قدرت و تشكيلات هويتي است ،تاثير پذيرفتند.آنها تلاشهاي ايدئولوژيكي براي گسستن ودست كاري نمودن ؛زنجيره هاي معنايي ؛وابستگي هاي مرسوم را توسط قدرت نهادي نشان دادند .

نظریه انتقادي پسا مدرنيستی :
در فضاي روشنفكرانه،پسا مدرنيسم هم تحسين شده و هم مورد تحقير قرار گرفته است.در حقيقت اين رويكرد هم يك منبع نظري قدرت مند است و هم يك كليشه فرهنگي.مفهوم پسا مدرنيسم اشاره به تغييرات وسيعي دارد كه در سياستهاي جهاني،اقتصاد وزندگي اجتماعي افتاده اند، از جمله فروپاشي نظام هاي استعماري و متعاقب آن پراكندگي مردم اطلاعات و توليدات در مرزهاي جغرافيائي،فروپاشي سرمايه داري صنعتي و ظهور جامعه اطلاعاتي،ظهور نظام هاي رسانه اي جهاني ،فقدان اعتقاد به حقيقت و تضعيف فراروايت ها ،فرسايش هويت هاي سنتي و ايجاد ابهام ،تكه سازي و تظاهر در آنها.بصورت كلي نظريه پردازان انتقادي اختلافي اساسي با محققين كيفي دارند.محققين انتقادي مدعي هستند كه قوم نگاران بعنوان متخلفين اصلي با سادگي و سطحي نگري تمام عيار خود نظم اجتماعي موجود را يكپارچگي و انسجام تعبير مي كنند طرح پژوهش کیفی را می‌توان به دو بخش گسترده تقسیم کرد: «طراحی و برنامه‌ریزی» که فرآیند پیدایش و گسترش مسئله پژوهشی است و «شروع پژوهش». شروع پژوهش که اجازه ورود به محل پژوهش، شناخت درست و مناسب از افراد درون عرصه پژوهش و استفاده از یک راهبرد نمونه‌گیری را به پژوهشگر می‌دهد و زمانی آغاز می‌شود که ابزار و وسایل پژوهش کاملا موجود و در دسترس باشد. در واقع پژوهش کیفی چارچوبی شکل‌یافته از پرسش‌ها و ابزار پژوهش است.
این فصل به مراحل برنامه‌ریزی پژوهش کیفی اشاره دارد، یعنی 1. منابعی برای یافتن موضوعات پژوهش 2. مسائل خود پژوهشگر 3. مسائل عرصه پژوهش4. نوشتن طرح پیشنهادی پژوهش 5. مراقبت از آزمودنی ها در پژوهش کیفی.


چکیده ای از فصل دوم

 

مطالب فصل اول و دوم کتاب مطالب سنگینیه٬ شاید برای مایی که پیشینه مطالعات علوم اجتماعی رو نداریم خیلی سنگین تر هم میشه٬ ولی بعد از هر سعیی حتما کمی فهمیدن هم هست٬ به هر حال قرارا شده هممون با هم این مطالب رو بفهمیم که (حتی اگر چیزی هم نفهمیم) این خودش به تنهایی تجربه ی خیلی قشنگیه که خاص کلاس استاد گیویان و ما کمتر در روشهای تدریس اساتید این رو تجربه کردیم.

با خوندن فصل دوم٬ اول هنگ کردم چون نمی تونستم رابطه مطالب رو بفهمم حتی اگه بخش بخش مطالب برام قابل فهم می شد ولی رابطشون برام سخت بود و سوال های زیادی برام طرح شده٬ ولی سعی کردم  برداشت خودم رو تتو چند سطر بیاررم:

ما در علم ارتباطات چون با انسان مواجهیم کنش های او را مورد مطالعه قرار میدهیم ٬ مبنای یک تحقیق کیفی بر اساس فهم همین اعمال انسان( همان تفهم) است که از سوی محقق باید تفسیر شود چگونگی این تفسیر خود روشها و دیدگاه های متفاوتی دارد که هر مکتب و هر نظریه ای روشی را پیش می کیرد.

 در ادامه فصل با دیدگاه سه صاحب نظر تفسیر گرا : گیرتز٬ ماکس وبر و ادموند هوسرل آشنا میشویم -که که اساس دیدگاهشان نگاه کردن به عمل انسان از زاویه دید خود او (نگاه کنش از دید کنشگر) و فهم موضوع است- در ادامه هم ۶ نظریه مهم در روش کیفی تحقیق مورد بررسی قرار می گیرد:

نظريه تعامل گرایی نمادين:

مردم راغب هستند براساس معناهايي که به آدمها، اشياء و اتفاقات تخصيص ميدهند ، رفتار کنند به اين معنا که وقتي افراد شرايط واقعي را توصيف کنند مي دانند که پيامد بسيار واقعي هم دارد به اين ترتيب بدون زبان ،تفکر ، حس بودن و حضور اجتماعي در جامعه و در ميان افراد وجود نخواهد داشت. علاوه بر اين ، معنا در زباني خلق ميشود که مردم هم با ديگران و هم در تفکرات شخصي به کار ميبرند زيرا معاني همراه ذاتي هيچ چيز نيستند.  زبان به مردم اجازه ميدهد تا درکي از خويشتن به دست آورند و در اجتماع با ديگرن تعامل کنند. پس براساس اين نظريه انسانها در مقابل افراد ، اشياء و رويدادها بر اساس معانی که به آنها نسبت مي دهند ، رفتار مي کنند . جورج هربرت ميد در کتاب " ذهن، خود و جامعه" نظريه تعامل گرايي نمادين را بنيادي ترين نظريه هاي ارتباطات انساني مي داند که از بطن آن دو مفهوم " ارتباط آگاهانه انساني " و " انعکاس درک حضور ديگران و رفتارشان " منتج مي شود.

مردم نگاری ارتباطات:

 یکی از مهم ترین روش‌های پژوهش در مطالعات مردم شناسی است. در اواخر قرن ۱۸ به منظور شناخت شیوه زندگی مردم قاره‌های دیگر به وسیله اروپائیان به کار برده شد و در قرن ۱۹ رونق گرفت. بر مشاهده همراه با مشارکت در زندگی جامعه مورد مطالعه، مصاحبه و توصیف مبتنی است و با روش‌های کمی، پرسشنامه‌ای و مبتنی بر آمار  در سایر علوم انسانی تفاوت دارد. در مردم نگاری ، زمینه پژوهش و گروه انسانی باید محدود و کوچک باشد تا تعداد محدودی پژوهشگر از این طریق بتوانند منطقه را مورد مطالعه قرار دهند. از این روست که مطالعه مونوگرافی (تک نگاری) در حوزه مطالعات مردم شناسی اهمیت بسیار دارد. تحلیل مردم شناسانهٔ جنبه‌های مختلف گروه‌های انسانی مبتنی بر مطالعه مردم نگاری حوزه مورد بررسی است که به ویژگی‌های اقلیمی، اقتصادی، معیشتی، اجتماعی، خانوادگی، مذهبی، سیاسی، حکومتی، آیین‌ها و مراسم، اعتقادات و باورها، هنر، ادبیات شفاهی و سایر شئون و جزئیات و جنبه‌های زندگی می‌پردازد 

تئوري انتقادي پست مدرنيسم :

عبارت پست مدرنيسم براي نشان دادن تعدادي از پيشرفت هاي وابسته به هم و مهيج درزندگي اجتماعي ،اقتصاد و سياست هاي جهاني قرن 20 استفاده شده است.

تحولات نقل شده و نيروي عظيم جهاني سازي سنت هاي مردم نگارانه ؛مفهوم سازي و كاربرد سايتهاي تحقيقاتي ؛را بي ثبات كرده است .در اين دوره شاخصه هاي فرهنگي حتي در مكانها جغرافياعي ضمانت طولاني تري ندارند . در نتيجه محققان كيفي در يك تجديد نظر حوزه هاي چند مكاني ( multi_sited) را در نظر مي گيرند . در اين مطالعات محققان نيروها ي اجتماعي  بزرگ مقياس رابه وسيله سنجش و مقايسه بنیانهای محلي آنها به ويژه در مناسبات مشترك ،ترسيم مي نمايند.

 

فمينيسم :

هرچند فمينيسم لايه اي از تئوري انتقادي است اما موقعيت بحث انگيز و ويژگيهاي غني آن براي تحقيق كيفي يك بحث مجزا را طلب مي كند. مانند تئوري انتقادي، فمينيسم يك تئوري با متد تنها نيست بلكه يك حوزه بسيار پر بار از روايت هاي متعدد رقيب در مورد ماهيت و نتايج هويتهاي جنسي است .اين روايت ها شامل فمينيسم ليبرال ، فمينيسم ماركسيستي ، فمينيسم راديكال ،پست مدرن وپسا ساختار گرا و... است.

به طور خلاصه تئوري فمينيسم و متدهاي آن برتحقيقات ارتباطي حداقل در 4 شكل موثر بوده است :

1- آنها الزام مفسران را به تحقيقات استقرايي و مشاركتي( كه از تبين هاي بديل تجربه انساني محافظت مي نمايند )  تقويت مي نمايند .

2- آنها اين الزام را براي برآوردن نيازهاي واقعي زنان هدايت مي كنند ، به عنوان مثال آزار جنسي در محيط هاي سازماني اخيرا مورد توجه وتحليل محققان ارتباطي قرار گرفته است .

3-  تئوري ها ومتد هاي فمنيسم مي توانند تفاوت هاي جنسي ملاحظه شده در هر فرصتي را نشان دهند و

4- فمنيسم با تاكيد بر روابط بين بازنمايي و تجربيات زنده ،محققان كيفي را تشويق به آزمايش فرم ومحتواي روايت هاي تحقيقي شان مي كند. در عمل فمنيسم بازپرسي انتقادي دانش آكادميك به مثابه گفتمان ريتوريك را تقويت كرده است .

 

مطالعات فرهنگي: 

يك حوزه بين رشته ايست كه گرايش شديد به انعكاس و نقدمديريت مرسوم موضوعات فرهنگي دارد وبا هدف تحقق بخشيدن به مفاهيم تئوري انتقادي براي كار در نهادهاي دانشگاهي و فرهنگي به وجود آمده است .

مطالعات فرهنگي متشكل از يك بدنه گلچين شده از تئوري هاي مختلف است . اين حوزه تعدادي از سنتهاي بحث شده در بخش هاي قبلي را طرح كرده و تغيير شكل مي دهد . به ويژه تئوري هاي نئو ماركسيست ،فمنيست ،روان تحليلي ،پسا ساختارگرا و اشكال هژموني وهويت را .

مطالعات فرهنگي  كليت ساختارها واعمالي كه زندگي واحساس در دنياي مدرن را تشكيل مي دهند ،به كار مي گيرد.

در مطالعه فعاليت هاي فرهنگي تاكيد بر تعدادي از تاثيرات تاريخي شامل پيشرفت هاي انقلابي در تكنولوژي :مثل صنعتي سازي توليدات انبوه،طلوع مكتب مصرف گرايي ،رشد شهرنشيني ،توسعه رسانه هاي جمعي و اكنون نظانهاي رسانه اي جديد ،رشد قدرت و... است .

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد مهدی یادگاری  | 

 

عنوان پاایان نامه 
:
ن‍ق‍د و ت‍ح‍ل‍ی‍ل‌ ادب‍ی‍ات‌ ت‍ع‍ل‍ی‍م‍ی‌ در ش‍اه‍ن‍ام‍ه‌
اس‍ت‍اد راه‍ن‍م‍ا اح‍م‍د ح‍س‍ی‍ن‍ی‌ ک‍ازرون‍ی‌
اس‍ت‍اد م‍ش‍اور م‍ح‍م‍درض‍ا س‍ن‍گ‍ری‌
 
 
 
 
‏نام دانشگاه
:
آزاد اس‍لام‍ی‌، واح‍د دزف‍ول‌، دان‍ش‍ک‍ده‌ ادب‍ی‍ات‌ و ع‍ل‍وم‌ ان‍س‍ان‍ی‌
 
 
‏متن چکيده
:
ای‍ن‌ پ‍ای‍ان‌ ن‍ام‍ه‌ ب‍ا ه‍دف‌ روش‍ن‌ س‍اخ‍ت‍ن‌ چ‍گ‍ون‍گ‍ی‌ ادب‍ی‍ات‌ ت‍ع‍ل‍ی‍م‍ی‌ در ش‍اه‍ن‍ام‍ه‌ در ه‍ف‍ت‌ ف‍ص‍ل‌ ت‍دوی‍ن‌ و ت‍ن‍ظی‍م‌ گ‍ردی‍ده‌ ک‍ه‌ ب‍ه‌ ش‍رح‌ زی‍ر اس‍ت‌:
 ۱- ف‍ص‍ل‌ اول‌: ن‍گ‍اه‍ی‌ ب‍ه‌ ک‍ل‍ی‍ات‌ ادب‍ی‌ ب‍ه‌ م‍ن‍ظور آش‍ن‍ای‍ی‌ ب‍ی‍ش‍ت‍ر ب‍ا ان‍واع‌ ادب‍ی‌ و ادب‌ و ش‍ع‍ر ت‍ع‍ل‍ی‍م‍ی‌ و ن‍ق‍د ادب‍ی‌
 ۲- ف‍ص‍ل‌ دوم‌: ت‍ع‍ل‍ی‍م‍ات‌ دی‍ن‍ی‌ و م‍ذه‍ب‍ی‌ ش‍اه‍ن‍ام‍ه‌ ک‍ه‌ ع‍ق‍ای‍د اس‍لام‍ی‌ و ت‍ع‍ل‍ی‍م‍ات‌ اس‍لام‍ی‌ و ش‍ی‍ع‍ی‌ م‍ورد ت‍وج‍ه‌ ق‍رار گ‍رف‍ت‍ه
۳- ف‍ص‍ل‌ س‍وم‌: آم‍وزش‍ه‍ای‌ اخ‍لاق‍ی‌ ک‍ه‌ ن‍ک‍ات‌ اخ‍لاق‍ی‌ و ن‍ص‍ی‍ح‍ت‍ه‍ای‌ ف‍ردوس‍ی‌ اع‍م‌ از ان‍س‍ان‍ی‌ و اس‍لام‍ی‌ را در ب‍ر م‍ی‌گ‍ی‍رد
 ۴- ف‍ص‍ل‌ چ‍ه‍ارم‌: آم‍وزش‍ه‍ای‌ ف‍ل‍س‍ف‍ی‌ ک‍ه‌ دی‍دگ‍اه‌ ش‍اع‍ر ن‍س‍ب‍ت‌ ب‍ه‌ ج‍ه‍ان‌ و طرز ب‍رخ‍ورد او ب‍ا ج‍ه‍ان‌ را ن‍م‍ای‍ان‌ م‍ی‌س‍ازد
 ۵- ف‍ص‍ل‌ پ‍ن‍ج‍م‌: آم‍وزش‍ه‍ای‌ ع‍ل‍م‍ی‌ و س‍ت‍ای‍ش‌ ع‍ل‍م‌ ک‍ه‌ در آن‌ ب‍ه‌ ع‍ل‍م‌ ع‍م‍ل‍ی‌ و ف‍ن‍ون‌ ک‍ش‍اورزی‌ و آه‍ن‍گ‍ری‌ و ام‍ث‍ال‌ پ‍رداخ‍ت‍ه‌ ش‍ده
۶- ف‍ص‍ل‌ ش‍ش‍م‌: ت‍ع‍ل‍ی‍م‍ات‌ س‍ی‍اس‍ی‌ ک‍ه‌ وی‍ژه‌ ع‍ق‍ای‍د و ب‍رخ‍ورده‍ای‌ پ‍ادش‍اه‍ان‌ ش‍اه‍ن‍ام‍ه‌ اع‍م‌ از واق‍ع‍ی‌ و اف‍س‍ان‍ه‌ای‌ اس‍ت
۷- ف‍ص‍ل‌ ه‍ف‍ت‍م‌: ارزش‌ م‍ک‍ان‍ی‌ ت‍ع‍ل‍ی‍م‍ات‌ ش‍اه‍ن‍ام‍ه‌ اس‍ت‌ ک‍ه‌ ب‍رخ‍ی‌ از ای‍ن‌ ت‍ع‍ل‍ی‍م‍ات‌ در م‍ک‍ان‍ه‍ای‌ آغ‍از ی‍ا م‍ی‍ادی‍ن‌ ی‍ا پ‍ای‍ان‌ داس‍ت‍ان‍ه‍ا ق‍رار دارن‍د
 ن‍ت‍ای‍ج‌: ادب‍ی‍ات‌ ت‍ع‍ل‍ی‍م‌ در زب‍ان‌ ف‍ارس‍ی‌ ب‍س‍ی‍ار پ‍ه‍ن‍اور اس‍ت‌ و ش‍اه‍ن‍ام‍ه‌ ب‍ا وج‍ود ای‍ن‌ ک‍ه‌ ی‍ک‌ اث‍ر ح‍م‍اس‍ی‌ م‍ح‍س‍وب‌ م‍ی‌گ‍ردد ول‍ی‌ ن‍وع‌ ت‍ع‍ل‍ی‍م‍ی‌ چ‍ن‍ان‌ ب‍ر آن‌ س‍ای‍ه‌ گ‍س‍ت‍رده‌ ک‍ه‌ م‍ی‌ت‍وان‌ آن‌ را در ردی‍ف‌ آث‍ار ت‍ع‍ل‍ی‍م‍ی‌ ن‍ی‍ز ق‍رار داده‌ و ش‍اع‍ر ب‍ه‌ ه‍م‍ه‌ی‌ زم‍ی‍ن‍ه‌ه‍ای‌ ت‍ع‍ل‍ی‍م‌ ت‍وج‍ه‌ ن‍م‍وده‌ اس‍ت‌
 
نکات قابل توجه در این پایان نامه:
 
 موضوع این پایان نامه اگرچه خوب است ولی به نظر می رسد به لحاظ کلی بودن و حجم بالای موضوعات مورد بررسی دچار مشکل است. آنچه که قابل توجه است حجم بالای فصول این تحقیق است که به نظر می رسد حوزه دقت کار را دچار مشکل می نماید.
 
در اصول پایان نامه نویسی در زبان انگلیسی یک پایان نامه متشکل از ۵ بخش کلی به این شرح است: مقدمه، بدنه بحث (مشتمل بر ۳ فصل) و نتیجه گیری. در این سیستم تحقیق نویسی اگر قرار باشد بدنه بحث بیشتر از سه فصل باشد بایستی موضوعات را در سه حوزه کلی در سه فصل مذکور قرار داد و سپس بقیه مطالب را در زیر بخش هایی منطقی در ذیل آنها جای داد.  بدین صورت، خواننده حتی با یک نگاه مختصر می تواند به نمای کلی بحث دست یابد. 
 
عین همین مساله در پاراگراف نویسی نیز قابل تامل است. در سیستم لاتین و طبق قوانین نگارش آکادمیک آن، اولین جمله بیان کننده ایده اصلی پاراگراف است. جمله آخر، نتیجه گیری و جملات میانی، بحث و استدلال آن ایده. بدین صورت خواننده به راحتی با یک نگاه می تواند حوزه بحث راشناسایی کند.
 
این درحالی است که در زبان فارسی علی رغم غنای زبانی هیچ سیستم آکادمیکی برای بحث و استدلال وجود ندارد و اگر هم وجود داشته باشد عموما رعایت نمی شود. به همین دلیل اکثر نوشته های فارسی دچار کلی گویی و عدم دقت اند. نکته ای که باعث می شود ناب بودن موضوع فدا شود.  
 
 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد مهدی یادگاری  | 

۱-

عنوان پایان نامه : بررسی بازنمایی مهدوی در سری چهارم برنامه به سوی نور

دانشجو: نغمه خلیل بیگی

رشته: کارشناسی ارشد علوم ارتباطات

سال: ۱۳۸۶

۲-

عنوان پایان نامه : نقش برنامه های مناسبتی در سیما

دانشجو: رضا جعفری

مقطع:  کارشناسی ارشد  

۳-

عنوان پایان نامه : برررسی انگیزه های وبلاگ نویسی و ارتباط آن با ویژگی های جمعیت شناختی وبلاگ نویسان فارسی زبان ایرانی 

دانشجو: محمد زند کریمخانی

مقطع:  کارشناسی ارشد  

۴-

  عنوان پایان نامه : نقش مولفه های ارزشی در کاهش فشار عصبی (استرس زدایی)  

دانشجو: رحمت اله قلی پور

رشته: کارشناسی ارشد  مدیریت منابع انسانی 

سال: ۱۳۷۸

۵-

عنوان پایان نامه : بررسی موانع و محدودیت های بکارگیری مدیریت مشارکتی و طرح الگویمدیریت مشارکتی  

دانشجو: علی اصلانی  

مقطع : کارشناسی ارشد 

سال: ۱۳۷۹

 ۶-

 عنوان پایان نامه : بررسی رابطه بین سبک رهبری و هوش سازمانی   

دانشجو: علی حمیدی زاده   

مقطع: کارشناسی ارشد    

سال: ۱۳۸۷

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد مهدی یادگاری  | 

فمینیسم باور داشتن به حقوق زنان و برابری سیاسی، اجتماعی، و اقتصادی زن و مرد است. فمینیسم مباحثه‌ای است که از جنبش‌ها، نظریه‌ها و فلسفه‌های گوناگون تشکیل شده است که در ارتباط با تبعیض جنسیتی هستند و از برابری برای زنان دفاع کرده و برای حقوق زنان و مسایل زنان مبارزه می‌کند.

واژهٔ فمينيسم را نخستين بار شارل فوريه، سوسياليست قرن نوزدهمی برای دفاع از جنبش حقوق زنان به کار برد.

فمینیسم مجموعهٔ گسترده‌ای از نظریات اجتماعی، جنبش‌های سیاسی، و بینش‌های فلسفی است که عمدتاً به وسیلهٔ زنان برانگیخته شده‌اند یا از آنان الهام گرفته‌اند، مخصوصا در زمینه شرایط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن‌ها. به عنوان یک جنبش اجتماعی، فمینیسم بیش‌ترین تمرکز خود را معطوف به تحدید نابرابری‌های جنسیتی و پیشبرد حقوق، علایق و مسایل زنان کرده‌است. فمینیسم عمدتاً از ابتدای قرن ۱۹ پدید آمد. زمانی که مردم به طور وسیع این امر را پذیرفتند که زنان در جوامع مرد محور، سرکوب می‌شوند.

در طی یک قرن و نیم، جنبش رو به رشد زنان هدف خود را تغییر ساختارهای اقتصادی-اجتماعی و سیاسی مبتنی بر تبعیض جنسیتی علیه زنان قرار داده‌ است.

فمينيسم فقط یک تئوري یا متد نيست بلكه يك حوزه بسيار عمیق تر از روايت هاي متعدد و معمول در مورد ماهيت و نتايج هويتهاي جنسي است .اين روايت ها شامل فمينيسم ليبرال ، فمينيسم ماركسيستي ، فمينيسم راديكال ،پست مدرن وپسا ساختار گرا است.

تئوري فمينيسم برتحقيقات ارتباطي در 4 شكل موثر بوده است :

1-الزام مفسران را به تحقيقات استقرايي و مشاركتي تقويت مي نمايد.

2- جامعه را به الزام به برآوردن نيازهاي واقعي زنان هدايت مي كند.به عنوان مثال آزار جنسي در محيط هاي سازماني اخيرا مورد توجه وتحليل محققان ارتباطي قرار گرفته است.

3-  تئوري ها ومتد هاي فمنيسم مي توانند تفاوت هاي جنسي ملاحظه شده در هر فرصتي را نشان دهند.

4- فمنيسم با تاكيد بر روابط بين بازنمايي و تجربيات زنده ،محققان كيفي را به آزمايش فرم ومحتواي روايت هاي تحقيقي تشویق مي كند. در عمل فمنيسم بازپرسي انتقادي دانش آكادميك به مثابه گفتمان ريتوريك را تقويت كرده است .

یادگاری- علی اکبری

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد مهدی یادگاری  | 

مطالعات فرهنگي گلچينی از تئوري هاي مختلف است . در این روش تعدادي از سنتهاي بحث شده در مباحث قبلي را طرح كرده و تغيير شكل مي دهد . به ويژه تئوري هاي نئو ماركسيست ،فمنيست ،روان تحليلي ،پسا ساختارگرا و اشكال هژموني وهويت . این روش كليات ساختارها واعمالي كه زندگي واحساس در دنياي مدرن را تشكيل مي دهند ،به كار مي گيرد.

در مطالعه فعاليت هاي فرهنگي تاكيد بر تاثيرات تاريخي است . این تاثیرات شامل پيشرفت هاي انقلابي در تكنولوژي :مثل صنعتي سازي توليدات انبوه،طلوع مكتب مصرف گرايي ،رشد شهرنشيني ،توسعه رسانه هاي جمعي و اكنون نظانهاي رسانه اي جديد ،رشد قدرت و... می باشد.

 

یادگاری- علی اکبری

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد مهدی یادگاری  | 

عبارت پست مدرنيسم خیلی مد شده و در دو دهه گذشته براي نشان دادن تعدادي از پيشرفت هاي متصل به یکدیگر  و مهيج در اجتماع ،اقتصاد و ...ساخته شده است. پست مدرنيسم واژه يا به بيان دقيقتر، مجموعه عقايد پيچيده اي است كه به عنوان حيطه‌‌‌‌اي از مطالعات آكادميكي از اواسط دهه 80 پديدار گشته‌‌‌است. توصيف پست مدرنيسم دشوار به نظر مي‌‌‌‌رسد، زيرا مفهومي است كه در انواع گسترده‌‌‌‌‌اي از ديسيپلين‌‌‌‌ها و حيطه‌‌‌‌هاي مطالعالتي از قبيل:هنر معماري، موسيقي، فيلم، ادبيات، جامعه‌‌‌شناسي، ارتباطات، مد و تكنولوژي نمايان شده‌‌‌است. دشوار است كه اين مفهوم را در زمان يا تاريخ خاصي جاي دهيم، زيرا زمان دقيق ظهور پست مدرنيسم مشخص نيست. شايد آسانترين راه براي آغاز انديشيدن در مورد پست مدرنيسم، انديشيدن در مورد مدرنيسم باشد، جنبشي كه بنظر مي‌‌‌رسد پست مدرنيسم، از آن ظهور كرده‌‌‌است.

در این دیدگاه تحولات جهانی و نيروي عظيم جهاني سازي، سنت هاي مردم نگارانه را بي ثبات كرده است . در اين دوره شاخصه هاي فرهنگي حتي در مكانها جغرافيایي ضمانت طولاني ندارند . در نتيجه محققان كيفي حوزه هاي چند مكاني را در نظر مي گيرند .

 

یادگاری- علی اکبری

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد مهدی یادگاری  | 

 مردم نگاری ارتباطات یکی از روش‌های پژوهشی مطالعات مردم شناسی است. این روش به وسیله اروپائیان و در اواخر قرن ۱۸ با هدف شناخت شیوه زندگی مردم قاره‌های دیگر استفاده شد. اساس مردم نگاری ارتباطات بر مشاهده است. این مشاهده با مشارکت در زندگی جامعه مورد مطالعه، مصاحبه و توصیف همراه میگردد. البته این روش با روش‌های کمی، پرسشنامه‌ای و مبتنی بر آمار  در سایر علوم انسانی تفاوت دارد. در مردم نگاری ، زمینه موضوع پژوهش و گروه انسانی باید محدود باشد . در این حوزه مطالعه مونوگرافی (تک نگاری) حائز اهمیت است. تحلیل مردم شناسانهٔ جنبه‌های مختلف گروه‌های انسانی باید مبتنی بر مطالعه مردم نگاری حوزه مورد بررسی باشد. این تحلیل می تواند به بیان ویژگی‌های اقلیمی، اقتصادی، معیشتی، اجتماعی، خانوادگی، مذهبی، سیاسی، حکومتی، آیین‌ها و مراسم، اعتقادات و باورها، هنر، ادبیات شفاهی و سایر شئون و جزئیات و جنبه‌های زندگی منتج شود. 

 

یادگاری- علی اکبری

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد مهدی یادگاری  | 

بر طبق این نظریه اساس رفتار مردم بر معناهايي است که به اطراف خود می دهند. توصیف شرایط واقعی به معنای رویت پيامدهای واقعي است .از این رو  حس بودن و حضور اجتماعي در جامعه و در ميان افراد آن مستلزم بررسی دو عنصر مهم زبان  و تفکر است. معنا نیز در زباني خلق ميشود که مردم با یکديگر و یا در افکار شخصي به کار ميبرند. زيرا معاني همراه ذاتي چیزها نيستند بلکه بر اساس تعاریف انسانها شکل می گیرند. ابزار بیان معانی زبان است. این زبان است که  به مردم اجازه ميدهد تا درکي از خود به دست آورند و در اجتماع با ديگرن تعامل کنند.  براساس اين نظريه : رفتار انسانها با اطراف خود بر اساس معانی که به اطراف مي دهند ، می باشد.

جورج هربرت ميد در کتاب " ذهن، خود و جامعه" نظريه تعامل گرايي نمادين را بنيادي ترين نظريه هاي ارتباطات انساني مي داند که از بطن آن دو مفهوم "ارتباط آگاهانه انساني"  و " انعکاس درک حضور ديگران و رفتارشان " نتیجه مي شود.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد مهدی یادگاری  | 

  مولف این اثر را در شش فصل به رشته تحریر در آورده که در هر بخش به توضیح  و تبیین راه و روش علم جامعه شناسی در مواجه شدن با پدیده ها و واقعیت های اجتماعی می پردازد.

فصل مشترک همه این فصول آن دسته واقعیت های اجتماعی است که مولف آنها را از نقطه نظرهای مختلف مورد بررسی قرار می دهد. این حکم که باید به وقایع اجتماعی به مثابه اشیا نگریست اساس روش او در این کتاب است که وی پس از توضیح و تبیین آن در مقدمه کتاب، فصل اول را با عنوان " واقعه اجتماعی چیست؟" آغاز می کند و تعریف آن را اینگونه بیان می دارد : "واقعه اجتماعی هر گونه شیوه عمل ثابت شده یا ثابت نشده ای است که بتواند از خارج فرد را مجبور سازد؛یا واقع اجتماعی آن است که در عین داشتن  مخصوص و مستقل از تظاهرات فردی، در سراسر جمعه معینی عام باشد".

     مکتب جامعه شناسی دورکیمی، وقایع اجتماعی را امری جدا از تفکر به شمار می آورد و آن را به مثابه شیئ تلقی می کند. این مکتب با تفکیک کردن وقایع و امور اجتماعی از امور ذهنی برای پدیده های اجتماعی این ویژگی را قائل می شود که واقعیت های اجتماعی به مثابه شیئ بودنشان، می توانند مورد مشاهده قرار بگیرند. این نقطه همان مرحله ای است که این جامعه شناس در صدد تبیین آن است و سبب می شود تا فصل دوم را به بازگویی "قواعد مشاهده وقایع اجتماعی" اختصاص دهد. این امر همان مرحله ای است که امیل دورکیم، راه و روش علم نو پای جامعه شناسی را از فلسفه و روان شناسی جدا می کند و به تبیین روش خود که مشاهده پدیده های اجتماعی است می پردازد؛ همان طور که خود نیز در جایی این گونه اشاره می دارد "این علم باید بیش از امروز از مرحله ذهنی بگذرد و به مرحله عینی برسد".

در روند مشاهده وقایع و پدیده های اجتماعی با دو دسته از پدیده های بهنجار و نابهنجار مواجه می شویم. تبیین" قواعد تشخیص وقایع بهنجار از نابهنجار " عنوان فصل سوم از کتاب قواعد روش جامعه شناسی را تشکیل می دهد که در آن مولف به تعریف پدیده بهنجار و نابهنجار می پردازد و خصوصیات هر یک را بر می شمرد؛ همان گونه که خود اظهار می دارد : "ما با دو نوع پدیده مشخص سر و کار داریم و باید به آنها دو عنوان مختلف بدهیم ما وقایعی را که دارای عمومی ترین صورت اند بهنجار می شماریم و بقیه وقایع را مرضی یا نابهنجار می شماریم". البته به نظر وی دوره زمانی که وقایع اجتماعی بدان تعلق دارند در بهنجار یا نابهنجار تلقی کردنشان موثر است.

وی این مسئله را بدین صورت مورد  اشاره قرار میدهد : " باری، واقعه اجتماعی برای فلان نوع اجتماعی تنها نسبت به دوره معینی از رشد خود بهنجار نامیده می شود؛پس برای آنکه بدانیم آیا فلان واقعه را می توان چنین نام نهاد کافی نیست ببینیم به چه صورت در عموم اجتماعاتی که به این نوع تعلق دارند جلوه می کند بلکه باید آنها را در مرحله خاص تحولشان مورد توجه قرار داد " .

 بنابراین برای آنکه جامعه شناسی علم به اشیا باشد، باید عمومیت پدیده ها را ملاک و ضابطه بهنجار بودن آنها بشمارد. اما اینکه واقعه اجتماعی را جز از روی نوع (تیپ) اجتماعی معین نمی توان بهنجار یا نابهنجار وصف کرد، سبب شد تا دورکیم در فصل چهارم به بحث درباره "قواعد تشکیل انواع (تیپ) اجتماعی " بنشیند. وی با توضیح این نکته که تشخیص امر بهنجار از نابهنجار مستلزم تشکیل انواع اجتماعی است به تعریف انواع اجتماعی می پردازد و در راه تشخیص و تشکیل انواع اجتماعی روش وصف کل اجتماع (مونوگرافی) را بیهوده می داند و به روش تشخیص اجتماعات از روی میزان ترکیب آنها معتقد است و خود این گونه اشاره می کند : "باید نخست اجتماعات را از روی میزان ترکیب آنها طبقه بندی کرد و اجتماع کاملا بسیط و یک بخشی را اساس کار قرار داد.سپس در درون این طبقات ،بر حسب بهم پیوستن کامل بخش های نخستین به تشخیص انواع گوناگون پرداخت" .

 فصل پنجم در رابطه با "قواعد تبیین وقایع اجتماعی" به رشته تحریر درآمده و مولف در این فصل به بحث پیرامون مفاهیمی چون حیات اجتماعی، محیط اجتماعی و شعورهای فردی و جمعی می پردازد و منتقد جنبه روانی روش تبیینی است که عموما معمول و متداول است و به شدت معترض کسانی است که کوشیده اند وقایع اجتماعی را با اصول عقلی تبیین کنند. از نظر وی " وقایع اجتماعی تنها به وسیله وفایع اجتماعی تبیین پذیر است" .

 فصل ششم این اثر به " قواعد حجت آوری " اختصاص دارد و در آن پیرامون روش مقایسه و یا آزمایش غیر مستقیم به تفصیل سخن رفته است. از نظر وی " در جامعه شناسی روش مقایسه یا آزمایش غیر مستقیم روش حجت آوری است "  .

 قسمت آخر این کتاب با عنوان " نتیجه" روی هم رفته خواص این روش را به اختصار بیان کرده است.
 

    کتاب قواعد روش جامعه شناسی بیشتر ناظر بر روش تحقیق دورکیم بوده و در بر گیرنده نتایج تحقیق او نمی باشد. اصطلاحات فلسفی موجود در نثر کتاب بر سنگینی متن افزوده و مخاطب را محتاج آگاهی از پاره ای اصطلاحات فلسفی در حوزه این دانش کرده است. تبعیت تام مترجم از ساختار زبان مبدا به اندازه ای است که گاه باعث دشواری در فهم مفاهیم کتاب می شود. نیز عدم وجود واژه نامه و نمایه خواننده را در مراجعه به مفاهیم اساسی این کتاب دچار مشکل می کند و امکان مطالعه دوباره مواردی را که نیازمند بازخوانی است از وی سلب می نماید.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد مهدی یادگاری  | 

چون مطالب قبلی یه مقدار زیاد بود با خودم گفتم که یه پست کوچیک راجع به اون مطالب هم بنویسم:

دورکیم شایداولین جامعه شناسی باشد که موضوع روش تحقیق علمی را درجامعه شناسی مطرح کرد. او درمطالعات خود روش مشاهده وتجربه را وارد کرد وآثار او اولین متون علمی جامعه شناسی محسوب می شود.

او در کتاب قواعد روش جامعه شناسی ابتدا ویژگی های پدیده اجتماعی را بیان می کند وسپس به تشریح روش مطالعه آن که همان روش تجربی است می پردازد.( دورکیم پدیده اجتماعی را به مثابه یک شیئ درنظر گرفت وویژگی های آن را خارج از ذهن فرد بودن ، عمومیت داشتن وجبری بودن می دانست). وی در این کتاب استدلال می‌کند که از آن‌جایی که جامعه‌شناسی موضوع و روش مدون تحقیق دارد، می‌تواند به عنوان یک علم مطرح شود.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد مهدی یادگاری  | 

کتاب قواعد روش جامعه شناسی خلاصه و چکیده نخستین تحقیق اجتماعی دورکیم تحت عنوان "تقسیم کار اجتماعی" است که وی در رساله ای با همین عنوان در دانشگاه سوربن فرانسه برای اخذ مدرک دکترا به دفاع از آن پرداخت. با این حال با وجود گذشت هفتاد سال از انتشار این کتاب، بی تردید از کتب مهم روش تحقیق در امور اجتماعی است و در تایید آن همین بس که بعد از گذشت هفتاد سال هنوز تازگی و طراوت خود را حفظ کرده است.

 اما عاملی که بیش از هر چیز از رهگذر مطالعه این کتاب نصیب خواننده می شود ایمان و اعتقاد اندیشمندی است که به امکان و لزوم جامعه شناسی به عنوان دانش مستقل ایمان راسخ دارد و می کوشد راهی را که خود عالمانه در کشف حقایق اجتماعی دنبال کرده بنمایاند و قواعد و روش های تحقیق در این زمینه را معرفی کند.

وی در این کتاب روش تفکر فلسفی، قیاس و استقرا صرف، یعنی استدلال دور از تجربه و تجربه دور از استدلال را محکوم می داند و با تایید این مطلب که در تحقیق اجتماعی باید تصورات و احکام پیش ساخته یا داوری ها را از خود دور کرد، قدم در راه متفکرانی چون بیکن و دکارت می گذارد؛ همان گونه که خود صریحا اظهارمی دارد : " جامعه شناسی باید خود را از بند بدیهیات نادرستی که بر ذهن عامه مردم تسلط یافته آزاد کند یوغ این مقولات تجربی را که بر اثر عادت کهنه گاهی کشنده است از هم بگسلد" . 

هدف اصلی جامعه شناس شهیر فرانسوی در این اثر، دعوت پژوهشگر به بی طرفی علمی و احتراز از آمیختن عقاید رایج و عواطف شخصی با واقعیات اجتماعی و متقاعدکردن پژوهشگر به لزوم توام سازی تجربه و تعقل می باشد.

اثبات علم بودن جامعه شناسی و آزاد ساختن آن از قیمومیت فلسفه و روان شناسی، دغدغه اصلی او در این کتاب است. البته اعلام استقلال موضوع و روش این دانش جدید توسط وی  را می توان انگیزه مهمی در پیدایش این اثر به حساب آورد.


   

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد مهدی یادگاری  | 

استادگیویان دستور فرمودند که کتاب "قواعد روش جامعه شناسی- امیل دورکیم" روبخونم و برای جلسه بعد راجع بهش صحبت کنیم. گفتم قبل از اون بحث به شما هم یک سری اطلاعات بدم:

امیل دورکیم (Émile Durkheim) ، جامعه‌شناس بزرگ قرن نوزدهم و ابتدای قرت بیستم است. به عقیدهٔ بسیاری، دورکیم بنیان‌گذار جامعه‌شناسی به شمار می‌رود. هرچند آگوست کنت به عنوان واضع واژهٔ جامعه‌شناسی (Sociology) شناخته می‌شود، لکن اولین کسی که توانست کرسی استادی جامعه‌شناسی را تأسیس کند، دورکیم بود. وی همچنین مؤسس سال‌نامهٔ جامعه‌شناسی                 (L'Année Sociologique) در فرانسه است.

زندگی‌نامه

دورکیم در سال 1858  در شهر اپینال (Espinal) ایالت لورن (Lorraine) واقع در شرق فرانسه دقیقا پنج سال پس از مرگ آگوست کنت متولد شد و در سال 1917 دیده از جهان  فروبست. وی از تبار فقهای ریشه‌دار یهودی بود. در دوران جوانی علاوه بر گذران تحصیلات عادی در مدارس غیر مذهبی، زبان عبری، عهد عتیق و تلمود را نیز فراگرفت. وی چندی پس از کسب تأییدیهٔ سنتی کلیمی در سنّ سیزده سالگی، تحت تأثیر یک معلم زن کاتولیک به کاتولیسیسم علاقه پیدا کرده بود، اما دیری نپایید که او از هر گونه تعلق مذهبی دست کشید و یک لاادری شد.  او دوران متوسطه را در دبیرستان اپینال و سپس دبیرستان لیسه لویی لوگران پاریس گذراند. وی پس از دو بار ناکامی در امتحانات ورودی اکول نرمال سوپریور، در ۱۸۷۹ وارد این مدرسهٔ عالی شد. دورکیم تحصیلات خود را در سال 1882 به پایان رسانید و از همین تاریخ تا سال 1887 به تدریس در دبیرستان ها اشتغال ورزید. علاقه وی در همان اوان جوانی به تفکر و مطالعه در امور اجتماعی بود و در نهایت این علاقه منجر به دریافت کرسی تدریس در دانشگاه بردو برای وی شد.  دو رشته علوم تربیتی و جامعه شناسی همان دروسی بود که دورکیم تا پایان عمر به تدریس آن اشتغال داشت. دورکیم در 1895 کتاب قواعد روش جامعه شناسی را منتشر کرد و در آن ، روشی را که در بررسی ماندگارش از خودکشی در گروههای گوناگون به عمل آورده بود، به روشنی شرح داد.  او یکی از پیش گامان تحول جامعه شناسی است و سخت بر این باور بود که جوامع بشری با باور داشتها و ارزشهای مشترک اعضایشان انسجام می یابند. این  متفکر در کتاب خود  وجه امتياز حوادث نفساني و اخلاقي را از حوادث اجتماعي نشان داده است . او ميگويد: حوادث اجتماعي طريقه هاي عمل و فکر و احساسي است که وصف بارز آنها اين است که در خارج و وراء وجدان فردي موجود ميباشد.و «طبيعت اجتماعي اين خاصيت را دارد که بر طبيعت فردي اضافه ميشود"

عمده کارهای دورکیم به مکتب اثبات‌گرایی گرایش دارد. او معتقد بود رخدادهای اجتماعی دارای واقعیت خاص خود هستند و از نظر او می‌توان واقعیت‌های اجتماعی را همچون شیء مورد بررسی قرار داد. او جامعه شناسی را علمی می داند که صور خاص و متفاوت حیات اجتماعی را که متکی به وجدان جمعی است،بررسی میکند.وی وجدان جمعی رادر حقیقت افکار، عقاید، ایده آل ها،ارزش ها و معتقدات می باشد، اهمیت بخشد.

عنوان رسالهٔ دکترای دورکیم، دربارهٔ تقسیم کار اجتماعی است. در این اثر، وی به بررسی علل اجتماعی گذار از جامعهٔ سنتی به متجدد (از دیدگاه او، جامعهٔ مکانیکی به ارگانیک) می‌پردازد.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد مهدی یادگاری  | 

این مطلب رودیدم وبه نظرم جالب بود :

یکی از نقایصی که همواره دامنگیر بسیاری از تحقیقات می باشد، بی خبری از شیوه های شناختن و دانستن در قلمرو تحقیق علمی است. اما تحقیق ،آن هم به طور خاص در مسائل اجتماعی مستلزم آگاهی از عناصر روش شناختی این علم می باشد. از این رهگذر پرداختن به عناصر روش شناختی علوم اجتماعی و به طور خاص جامعه شناسی در آفرینش یک تحقیق نظام مند و سهولت کار موثر است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد مهدی یادگاری  |